کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی گفت: ساختار جمعیتی تهران در حال تغییر و سهم سالمندان در جمعیت رو به افزایش است. این تحول جمعیتی ایجاب میکند که برنامهریزی شهری برای آینده بازنگری شود.
سجاد بهرامی جامعه شناس و کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: اقدامات بسیار خوبی در مدیریت شهری کنونی صورت گرفته که تداوم آن حائز اهمیت است. تهران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازاندیشی در الگوی توسعه شهری خود است؛ الگویی که طی دهههای گذشته، منطق شتاب، عبور و مرور خودرو و گسترش زیرساختهای سختافزاری را در اولویت قرار داده و در این مسیر، از نیازهای انسانی و زیستپذیری اجتماعی فاصله گرفته است.
وی بیان کرد: پرسش بنیادین این است که این کلانشهر پیچیده و چندلایه، برای چه کسانی ساخته شده است؟ آیا تهران برای آسیبپذیرترین گروههای جمعیتی، یعنی کودکان و سالمندان، شهری امن، قابل دسترس و کرامتمحور به شمار میآید یا نه؟
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی افزود: در ادبیات جامعهشناسی شهری، شاخص اصلی سنجش کیفیت زندگی در شهرها، نه ارتفاع برجها و نه تعداد پلهای طبقاتی، بلکه میزان امکان حضور فعال و ایمن گروههای کمتوانتر در فضای عمومی است. اگر کودکی نتواند در کوچه و محله خود بدون هراس از ترافیک و ناایمنی بازی کند، و اگر سالمندی نتواند مسیری کوتاه را با آرامش تا یک پارک یا مرکز خدماتی طی کند، آن شهر از منظر اجتماعی با خلأیی جدی مواجه است؛ خلأیی که با هیچ پروژه عمرانی عظیمی پر نمیشود.
سجاد بهرامی ادامه داد: یکی از چالشهای بنیادین تهران، سلطه بیچونوچرای خودرو بر فضای عمومی است. خیابانهای عریض، بزرگراههای چندطبقه و گرههای ترافیکی عظیم، سیمای شهری را شکل دادهاند که بیش از آنکه برای توقف، تعامل و زندگی طراحی شده باشد، برای عبور سریع ساخته شده است.
وی تصریح کرد: در بسیاری از محلهها، پیادهروها باریک، ناهموار یا توسط موتورسیکلتها و خودروهای پارکشده اشغال شدهاند. این وضعیت عملاً حق حرکت امن را از کودکان و سالمندان سلب میکند و آنان را به حاشیه میراند.
وی بیان کرد: برای یک کودک، شهر باید عرصه کشف، تجربه، بازی و تعامل اجتماعی باشد. کودک در مواجهه با محیط شهری، مهارتهای ارتباطی، اعتمادبهنفس و حس تعلق اجتماعی را شکل میدهد. اما هنگامی که والدین به دلیل ترافیک سنگین، سرعت بالای خودروها و ناایمنی معابر، ناچار میشوند فرزندان خود را در فضای بسته خانه نگه دارند، نتیجه نسلی کمتحرکتر، منزویتر و وابستهتر به فضای مجازی خواهد بود.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی افزود: محدودشدن تجربه زیست شهری برای کودکان، پیامدهایی فراتر از کاهش تحرک بدنی دارد؛ این وضعیت به تضعیف سرمایه اجتماعی آینده شهر منجر میشود.
وی در ادامه به مسئله سالمندان پرداخت و گفت: ساختار جمعیتی تهران در حال تغییر است و سهم سالمندان در ترکیب جمعیتی رو به افزایش است. این تحول جمعیتی ایجاب میکند که برنامهریزی شهری نیز متناسب با آن بازنگری شود.
وی بیان کرد: سالمندان بیش از هر زمان دیگری نیازمند شهری با دسترسی آسان، رمپهای استاندارد، نیمکتهای کافی در فواصل کوتاه، سرویسهای بهداشتی عمومی مناسب و سیستم حملونقل قابل استفاده هستند. با این حال، در بسیاری از مناطق شهر، بالا بودن پلهها، نبود آسانسور در پلهای عابر، فاصله زیاد ایستگاههای اتوبوس تا مراکز خدماتی و فقدان سایهبان مناسب، مشارکت اجتماعی سالمندان را محدود میکند.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی افزود: شهری که سالمندانش خانهنشین شوند، بهتدریج از تجربه، خرد جمعی و سرمایه نمادین آنان محروم خواهد شد. سالمندان حاملان حافظه تاریخی و فرهنگی شهرند و حضور آنان در فضاهای عمومی، به پویایی اجتماعی و انتقال تجربه میان نسلها کمک میکند. حذف ناخواسته آنان از عرصه عمومی، به معنای گسست نسلی و کاهش همبستگی اجتماعی است.
بهرامی همچنین به کمبود فضاهای بازی ایمن و خلاق برای کودکان اشاره کرد و گفت: بسیاری از پارکهای تهران دارای وسایل بازی یکنواخت یا فرسوده هستند و طراحی آنها کمتر بر اساس استانداردهای روانشناسی رشد کودک انجام شده است.
این جامعه شناس بیان کرد: فضای بازی باید متنوع، چالشبرانگیز و متناسب با سنین مختلف باشد تا خلاقیت، مهارتهای حرکتی و تواناییهای اجتماعی کودکان را تقویت کند. در حالی که در برخی مناطق برخوردار شهر، پارکهای مجهز و استاندارد دیده میشود، در مناطق کمبرخوردار، کودکان اغلب از چنین امکاناتی بیبهرهاند.
بهرامی افزود: این نابرابری فضایی، صرفاً یک مسئله کالبدی نیست، بلکه به بازتولید نابرابری اجتماعی در نسلهای آینده میانجامد. کودکی که در محیطی فاقد فضای بازی ایمن و خلاق رشد میکند، از فرصتهای کمتری برای تقویت مهارتهای فردی و اجتماعی برخوردار خواهد بود. به همین دلیل، عدالت فضایی باید به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری شهری بدل شود.
بهرامی ادامه داد: در بسیاری از چهارراهها، زمان سبز چراغ عابر بهگونهای تنظیم شده که یک سالمند با سرعت متوسط حرکت، فرصت عبور کامل را ندارد. این امر نشان میدهد که برنامهریزی ترافیکی بدون در نظر گرفتن واقعیتهای جمعیتی و جسمانی شهروندان انجام شده است.
وی بیان کرد: شهر انسانمحور شهری است که در آن، سرعت خودروها کاهش مییابد و اولویت با عابران پیاده است. ایجاد مناطق با سرعت محدود، توسعه پیادهراهها، نصب چراغهای هوشمند با زمانبندی متناسب با سالمندان و کودکان و افزایش نظارت بر رعایت حقوق عابر پیاده، از جمله اقداماتی است که میتواند امنیت و آرامش را به فضاهای شهری بازگرداند.
بهرامی در ادامه به نقش فرهنگ شهری اشاره کرد و گفت: فرهنگ رانندگی، احترام به عابر پیاده و رعایت حقوق کودکان و سالمندان، نیازمند آموزش مستمر و سیاستگذاری فرهنگی هدفمند است. آموزش در مدارس، رسانهها و کمپینهای شهری میتواند به تدریج نگرش عمومی را نسبت به اولویتدادن به انسان در برابر خودرو تغییر دهد.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی تأکید کرد: مدیریت شهری باید از «پروژهمحوری عمرانی» به «رویکرد انسانمحور» تغییر جهت دهد. تمرکز صرف بر ساخت بزرگراهها و پروژههای نمایشی، بدون توجه به کیفیت زیست روزمره شهروندان، نمیتواند رضایت پایدار اجتماعی ایجاد کند.
وی بیان کرد: سرمایهگذاری در بهبود پیادهروها، مناسبسازی معابر، افزایش فضاهای سبز محلی و ایجاد فضاهای تعاملی کوچک اما پراکنده در سطح محلات، تأثیری عمیقتر و ماندگارتر بر کیفیت زندگی خواهد داشت.
سجاد بهرامی همچنین بر ضرورت مشارکتدادن کودکان و سالمندان در فرآیند تصمیمگیری شهری تأکید کرد و گفت: در بسیاری از شهرهای پیشرو جهان، شوراهای مشورتی کودک و سالمند تشکیل شدهاند تا دیدگاههای این گروهها در طراحی فضاهای شهری منعکس شود.
وی افزود: در تهران نیز میتوان از ظرفیت سراهای محله، مدارس و کانونهای سالمندی برای دریافت بازخورد مستقیم استفاده کرد. این اقدام نهتنها کیفیت تصمیمها را افزایش میدهد، بلکه حس تعلق و مسئولیتپذیری اجتماعی را تقویت میکند.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی در پایان اظهار داشت: عدالت شهری اقتضا میکند که توزیع امکانات بر اساس نیاز اجتماعی صورت گیرد، نه صرفاً بر مبنای ظرفیت اقتصادی مناطق. اگرچه در سالهای اخیر اقداماتی برای مناسبسازی معابر و توسعه بوستانهای محلی انجام شده است، اما این اقدامات پراکنده و نابرابر بودهاند. مناطق کمبرخوردار همچنان با کمبود فضای سبز استاندارد و ایمن مواجهاند و این شکاف، زمینهساز تعمیق نابرابریهای اجتماعی است.
سجاد بهرامی گفت: آینده تهران در گرو آن است که از منطق صرفِ توسعه کالبدی عبور کند و به سمت بازآفرینی اجتماعی حرکت کند؛ شهری که در آن کودک بتواند با امنیت بازی کند، سالمند با آرامش قدم بزند و خانوادهها بدون اضطراب از فضاهای عمومی استفاده کنند.
وی بیان کرد: اگر تهران بتواند در مسیر انسانمحوری گام بردارد، نهتنها کیفیت زندگی ارتقا مییابد، بلکه سرمایه اجتماعی، همبستگی نسلی و اعتماد عمومی نیز تقویت خواهد شد.
این کارشناس مسائل اجتماعی و فرهنگی افزود: پرسش «تهران برای خودروها یا برای انسانها؟» در نهایت پرسشی درباره هویت شهری ماست. انتخاب میان شتاب و کیفیت، میان توسعه سختافزاری و زیستپذیری انسانی، انتخابی است که سرنوشت نسلهای آینده را رقم خواهد زد. تهران میتواند شهری باشد که در آن کودکان و سالمندان نه حاشیهنشین، بلکه در مرکز توجه سیاستگذاری قرار گیرند؛ شهری که عدالت نسلی را بهعنوان اصل بنیادین توسعه خود به رسمیت بشناسد.
منبع: خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
