پرش به محتوا

«اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    یک کارشناس ادبی گفت: «اردک دیوانه» حماسی نیست زیرا نویسنده رویکرد حماسه‌نویسی نداشته است. اما روح زمانه در اثر جریان دارد، زیرا نویسنده از همان دقایق شروع جنگ نگارش را آغاز کرده است.​ 

    به گزارش ، جلسه نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه» اثر حامد هادیان، با حضور حمید بابایی، دبیر نشست در برگزار شد.

    حمید بابایی، دبیر نشست نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه»، در بخشی از این نشست با اشاره به سابقه روزنامه‌نگاری نویسنده اثر گفت: شما سابقه جدی و طولانی در روزنامه‌نگاری دارید و در موقعیت‌ها و فضاهایی حضور پیدا کردید که معمولاً کمتر خبرنگاری تجربه حضور در آن‌ها را داشته است. برای من سوال بود که چه مسیری باعث شد به سمت نگارش و انتشار روزنوشت‌های جنگ دوازده‌روزه در قالب کتاب «اردک دیوانه» بروید.

    وی ادامه داد: انتشار چنین متنی، به‌ویژه برای کسی که با هویت حرفه‌ای روزنامه‌نگاری شناخته می‌شود، طبیعتاً با نوعی ریسک همراه است؛ چراکه ممکن است برخی مخاطبان این پرسش را مطرح کنند که چرا متن به سمت روایت روزمره یا فضای ژورنالیستی رفته است.

    بابایی افزود: دوست دارم درباره این دغدغه صحبت کنید که آیا هنگام انتشار کتاب، نسبت به واکنش مخاطبان یا برداشت‌هایی که ممکن بود از این نوع روایت شکل بگیرد، نگرانی یا تردیدی داشتید؟ و اینکه در نهایت چه عاملی باعث شد تصمیم بگیرید این یادداشت‌ها را منتشر کنید.

    روزنامه‌نگاران در مرز بین نویسندگی و مستندساز بودن مانده‌اند

    حامد هادیان، نویسنده کتاب «اردک دیوانه»، در پاسخ به پرسشی درباره دغدغه‌ها و تردیدهایش برای انتشار روزنوشت‌های جنگ دوازده‌روزه گفت: طبیعتاً برای یک روزنامه‌نگار، ترس و تردید وجود دارد؛ چون روزنامه‌نگارها معمولاً در مرز میان چند حوزه حرکت می‌کنند، اما در عین حال، نه به‌طور کامل نویسنده محسوب می‌شوند، نه مستندساز و نه در قالب‌های مرسوم ادبی تعریف می‌شوند.

    وی افزود: روزنامه‌نگاری یک موقعیت بینارشته‌ای دارد؛ از یک‌سو به ادبیات و روایت نزدیک است و از سوی دیگر به مستندسازی و ثبت واقعیت. با این حال، تفاوت اصلی در نوع مواجهه روزنامه‌نگار با اتفاقات است؛ چراکه ما به واکنش سریع عادت کرده‌ایم. هم باید سریع بنویسیم و هم خیلی زود بازخورد بگیریم.

    هادیان با اشاره به محدودیت‌های موجود در فضای رسانه‌ای گفت: بخشی از این مسئله به محدودیت‌های ساختاری رسانه در ایران برمی‌گردد. رسانه‌ها امکان و آزادی عمل کاملی ندارند و همین باعث می‌شود روزنامه‌نگار همیشه به دنبال راهی باشد که اثرش ماندگارتر شود.

    وی ادامه داد: گزارش‌های خبری یا مطالب منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی ممکن است در مقطعی بسیار اثرگذار باشند، اما معمولاً عمر کوتاهی دارند و بعد از مدتی از فضای ذهنی جامعه حذف می‌شوند. همین مسئله باعث می‌شود بسیاری از روزنامه‌نگارها به دنبال قالبی باشند که بتواند تجربه‌ها و مشاهداتشان را ماندگارتر ثبت کند.

    این نویسنده با اشاره به تجربه شخصی خود در نگارش «اردک دیوانه» گفت: برای من هم در جریان جنگ دوازده‌روزه، هر اتفاقی به یک موضوع مستقل تبدیل می‌شد و مدام این دغدغه وجود داشت که چه قالبی می‌تواند این تجربه‌ها را بهتر منتقل کند. در نهایت، برای من کتاب، در دسترس‌ترین و مناسب‌ترین قالب برای ثبت این روایت‌ها بود.

    هادیان همچنین با اشاره به برخی الگوهای مورد علاقه‌اش در نویسندگی گفت: شاید بسیاری از روزنامه‌نگارها بتوانند از تجربه افرادی مانند جلال آل‌احمد الهام بگیرند؛ کسی که با وجود نویسنده بودن، همیشه نوعی شتاب و میل به عبور سریع از لحظه را در نوشته‌هایش داشت و همین ویژگی، برای روزنامه‌نگارها قابل لمس است.

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    تداخل حس و تجربه در متن کتاب

    حمید بابایی، دبیر نشست نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه»، در ادامه این نشست با اشاره به ساختار روایت کتاب گفت: به نظر می‌رسد ایده اولیه کتاب، صرفاً ثبت روزانه وقایع و یادداشت‌های مرتبط با جنگ بوده، اما هرچه روایت جلوتر می‌رود و به پایان جنگ نزدیک می‌شویم، متن از حالت صرفِ گاه‌شمار فاصله می‌گیرد و تحلیل‌ها، احساسات و واکنش‌های شخصی نویسنده نیز وارد روایت می‌شود.

    وی افزود: در بخش‌های پایانی کتاب، علاوه بر ثبت رخدادها، نوعی مواجهه تحلیلی و شخصی با اتفاقات نیز دیده می‌شود؛ گویی نویسنده تلاش کرده علاوه بر روایت وقایع، حس‌وحال و تجربه زیسته خود از آن روزها را هم منتقل کند.

    بابایی ادامه داد: به نظر می‌رسد در ابتدا قرار بوده متن بیشتر به شکل یک گاه‌شمار روزانه پیش برود، اما کوتاه بودن جنگ و فشردگی حوادث، به‌تدریج فرم روایت را تغییر داده است. دوست دارم درباره این تغییر فرم و استراتژی متن توضیح دهید که چگونه به این ساختار رسیدید و چرا تصمیم گرفتید علاوه بر ثبت وقایع، تحلیل‌ها و برداشت‌های شخصی خودتان را نیز وارد روایت کنید.

    متن کتاب در دل جنگ به نگارش درآمده است

    حامد هادیان، نویسنده کتاب «اردک دیوانه»، در پاسخ به پرسشی درباره تغییر فرم روایت و ورود تحلیل‌ها و تجربه‌های شخصی به متن گفت: بخشی از این تغییر، کاملاً طبیعی و ناشی از شرایط نوشتن بود. از ابتدا تصمیم نداشتم یادداشت‌ها را کنار بگذارم و بعداً بازنویسی کنم، بلکه تلاش کردم همان روز و در دل اتفاقات، متن‌ها را بنویسم و حتی‌المقدور از حالت دست‌نوشته خام خارجشان کنم.

    وی افزود: معمولاً همزمان درگیر چند پروژه مانند مستند، گزارش یا فعالیت در فضای مجازی هستم، اما در آن مقطع، تمرکز اصلی‌ام روی همین روزنوشت‌ها بود و به همین دلیل فرصت داشتم که متن‌ها را همان زمان ثبت و تنظیم کنم.

    هادیان ادامه داد: جنگ خیلی زودتر از چیزی که تصور می‌کردم تمام شد. در ذهنم موضوعات و ایده‌های دیگری هم وجود داشت که فرصت پرداختن به آن‌ها در آن بازه دوازده‌روزه فراهم نشد و به همین دلیل بخشی از آن‌ها به مرور وارد متن شد.

    وی با اشاره به روند شکل‌گیری کتاب گفت: بعد از مدتی احساس کردم اگر بخواهم روایت را بیش از این ادامه دهم، متن وارد مسیر دیگری می‌شود. برای همین تلاش کردم کتاب در همان فرم فشرده و سریع باقی بماند.

    این نویسنده درباره شیوه کاری خود نیز توضیح داد: استراتژی زمانی من این بود که کار باید سریع به نتیجه برسد. پیش از این هم مشغول کار روی موضوع لبنان بودم که آن پروژه به دلیل تحولات جدید نیمه‌کاره ماند و دوباره هم‌زمان با شروع دور تازه‌ای از جنگ به سراغش رفتم.

    هادیان افزود: به نظرم در چنین کارهایی یا باید مثل بعضی نویسنده‌ها چند سال روی یک موضوع متمرکز ماند و همه انرژی را صرف آن کرد، یا باید کار را در همان فضای فوری و زنده به نتیجه رساند. من راه دوم را انتخاب کردم و سعی داشتم کتاب در همان حال‌وهوای سریع و بی‌واسطه شکل بگیرد.

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    متن «اردک دیوانه»، فاقد سوگیری است

    حمید بابایی، دبیر نشست نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه»، در ادامه این نشست با اشاره به شیوه روایت اثر گفت: یکی از نکاتی که برای من در این کتاب جالب بود، نحوه مواجهه نویسنده با مسئله زاویه دید و موضع‌گیری در متن است.

    وی افزود: به هر حال، چیزی به نام متن کاملاً بی‌طرف وجود ندارد و هر روایت، خواه‌ناخواه دارای سویه‌های فکری و ایدئولوژیک است؛ اما در این کتاب به نظر می‌رسد نویسنده آگاهانه تلاش کرده این وجوه را کنترل کند و اجازه ندهد متن به سمت موضع‌گیری مستقیم و آشکار حرکت کند.

    بابایی ادامه داد: در بسیاری از متن‌هایی که هم‌زمان با جنگ نوشته می‌شوند ــ حتی در میان نویسندگان و روزنامه‌نگاران با گرایش‌های فکری متفاوت ــ معمولاً می‌توان به‌وضوح جهت‌گیری و موضع متن را تشخیص داد و دید که روایت دقیقاً به کدام سمت متمایل است؛ اما در «اردک دیوانه» این مسئله کمتر دیده می‌شود و نوعی پرهیز آگاهانه از ورود مستقیم به این فضا وجود دارد.

    وی خطاب به نویسنده کتاب گفت: به نظر می‌رسد در روایت، تعمداً تلاش کرده‌اید وارد این نوع جهت‌گیری‌های صریح نشوی و دوست دارم درباره این انتخاب و نگاهت به مسئله روایت و ایدئولوژی در متن توضیح بدهید.

    نسخه ترجمه «اردک دیوانه» منتشر خواهد شد

    حامد هادیان در ادامه نشست با اشاره به مسئله زاویه نگاه در روایت‌های جنگ گفت: هر نوع موضع‌گیری، فارغ از جنبه‌های ایدئولوژیک، به‌مرور دایره‌ای از مخاطبان و حامیان برای صاحب اثر ایجاد می‌کند و همین مسئله می‌تواند در حوزه رسانه، تریبون و حتی حمایت‌های مالی تأثیرگذار باشد. به گفته او، هیچ روایت و متنی را نمی‌توان کاملاً بی‌طرف دانست، اما می‌توان به‌جای تمرکز بر مرزبندی‌های سیاسی، بر مفاهیم مشترک انسانی تکیه کرد.

    او افزود: در نگارش «اردک دیوانه» نیز تلاش کرده‌ام بیشتر به سراغ همین مفاهیم مشترک بروم؛ موضوعاتی که امکان ارتباط با طیف گسترده‌تری از مخاطبان را فراهم می‌کند و صرفاً محدود به یک فضای فکری خاص نمی‌شود.

    هادیان در ادامه با اشاره به خلأ روایت‌های روزمره و اجتماعی از جنگ در ادبیات ایران گفت: حتی درباره جنگ هشت‌ساله نیز عمده روایت‌ها به خصوص در اوایل سال‌های جنگ به خاطره‌نگاری محدود شده است. و کمتر شاهد ثبت تجربه‌های روزانه و هم‌زمان با وقوع حوادث بوده‌ایم. یکی از انگیزه‌های اصلی‌اش از نگارش این کتاب، پرداختن به همین بخش مغفول‌مانده بوده است؛ اینکه بتوان بخشی از تجربه زیسته و فضای اجتماعی جنگ را در لحظه ثبت کرد.

    وی همچنین با اشاره به ظرفیت بین‌المللی این نوع روایت‌ها اظهار کرد: از ابتدا تصور می‌کردم این کتاب می‌تواند برای مخاطب غیرایرانی نیز قابل فهم و قابل ارتباط باشد. همین نگاه باعث شد از همان ابتدا به انتشار اثر در خارج از ایران نیز فکر کنم.

    هادیان در پایان صحبت‌های خود خبر داد: برای کتاب، ناشری عربی ـ انگلیسی پیدا شده و احتمالاً ترجمه آن طی ماه‌های آینده منتشر خواهد شد.

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    روایت بومی باید نوشته شود تا روایت غلط جای آن را نگیرد

    جعفر گلشن روغنی در این نشست با قدردانی از نگارش کتاب «اردک دیوانه» گفت: به‌واسطه فعالیت پژوهشی‌ام در حوزه تاریخ معاصر، انقلاب و جنگ، در ماه‌های اخیر به‌شدت درگیر موضوع جنگ دوازده‌روزه بوده‌ام و حتی در حال نگارش اثری درباره روز نخست این جنگ هستم که احتمالاً جلد اول آن طی ماه‌های آینده منتشر خواهد شد. «اردک دیوانه» را می‌توان از نخستین آثاری دانست که به‌صورت جدی به ثبت تجربه‌های این جنگ پرداخته است.

    او همچنین با اشاره به انتشار کتاب توسط انتشارات به‌نشر اظهار کرد: انتشار چنین اثری از سوی این ناشر برایم غافلگیرکننده بوده و این اقدام را قابل توجه می‌دانم.

    گلشن روغنی با تأکید بر ارزش تاریخی کتاب افزود: مهم‌ترین ویژگی اثر برای من، ثبت «روح زمانه» آن دوازده روز است؛ اینکه مخاطب بتواند سال‌ها بعد، حال‌وهوای اجتماعی، فضای رسانه‌ای، نگرانی‌ها، ذهنیت مردم و زیست روزمره آن مقطع را لمس کند. یکی از خلأهای موجود درباره جنگ هشت‌ساله این است که آثار کمی توانسته‌اند فضای واقعی آن دوران را برای نسل‌های بعد بازسازی کنند، اما «اردک دیوانه» در این زمینه موفق عمل کرده و توانسته مخاطب را دوباره به متن آن فضا بازگرداند.

    این منتقد ادبی در ادامه با اشاره به اهمیت «روایت بومی» از رخدادهای تاریخی گفت: سال‌هاست درباره ضرورت روایت ایرانی از وقایع معاصر صحبت می‌شود، اما در عمل کمتر به آن توجه شده است. ارزش کتاب در این است که تلاش می‌کند پیش از غلبه روایت‌های بیرونی، تصویری درونی و ایرانی از یک واقعه تاریخی ارائه دهد.

    وی افزود: دغدغه روایت بومی همچنان ادامه دارد و حتی در جریان تحولات اخیر نیز این مسئله را از نزدیک لمس کرده است. خود من هنگام ثبت تصاویر و مستندسازی فضای شهری در روزهای جنگ، چندین بار مورد بازخواست قرار گرفته‌ام و این مسئله نشان می‌دهد ثبت روایت‌های میدانی همچنان با دشواری‌هایی همراه است.

    گلشن روغنی در بخش پایانی صحبت‌هایش به چند نکته محتوایی کتاب نیز اشاره کرد و گفت: در متن کتاب، روز نخست جنگ ۲۴ خرداد ثبت شده، در حالی که آغاز درگیری‌ها از بامداد ۲۳ خرداد بوده است. او همچنین یادآور شد که در جایی از کتاب رهبر شهید انقلاب پیام صادر کردند و به اشتباه در متن کتاب سخنرانی ثبت شده است.

    روح زمانه در اثر قابل دریافت است

    حامد هادیان در پاسخ به پرسش مطرح‌شده درباره «روح زمانه» در روایت‌های جنگ گفت: یکی از دغدغه‌های اصلی من در این کتاب دقیقاً همین مسئله بوده است که به مفهوم روح زمانه توجه داشته باشم.

    او با اشاره به کتاب «راه خون» که درباره سرلشکر شهید غلامرضا صالحی است، افزود: در برخی آثار، حتی وقتی راوی از جریان رسمی فاصله می‌گیرد، همچنان «روح زمانه» به‌صورت زنده در متن قابل مشاهده است؛ به‌گونه‌ای که نویسنده بدون تعارف، هم نقد می‌کند و هم موضع شخصی خود را بیان می‌کند. به گفته او، همین صراحت در بیان، باعث می‌شود متن از حالت یک روایت رسمی و یک‌دست خارج شده و به تجربه زیسته نزدیک‌تر شود.

    هادیان ادامه داد: رسانه به‌دلیل فاصله زمانی، محدودیت‌های ساختاری و ملاحظات مختلف، معمولاً بخشی از این «روح زمانه» را پالایش و یک‌دست می‌کند و در نتیجه، روایت نهایی گاهی حالتی صیقلی و کم‌جزئیات پیدا می‌کند؛ در حالی که در روزنوشت‌ها و روایت‌های لحظه‌به‌لحظه، این لایه‌های انسانی و متناقض بیشتر دیده می‌شود.

    او در ادامه به تجربه‌های مشابه در ادبیات جهان اشاره کرد و گفت: در برخی آثار شناخته‌شده مانند روایت‌های مربوط به هیروشیما، تمرکز بر زندگی چند شخصیت محدود باعث شده مخاطب بتواند از خلال جزئیات زندگی آنان، تصویر دقیق‌تری از یک فاجعه گسترده به دست آورد؛ تصویری که از آمار و گزارش‌های کلی بسیار اثرگذارتر است.

    به گفته هادیان، همین نوع نگاه در «اردک دیوانه» نیز مدنظر بوده و تلاش شده با ثبت جزئیات روزمره و تجربه زیسته، فضای واقعی رخدادها برای مخاطب بازسازی شود.

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    گزارش نویسی روزنامه‌نگاران با نویسندگان متفاوت است

    حامد هادیان در پاسخ به این پرسش که چرا متن «اردک دیوانه» به سمت قالب روزنوشت و روایت گزارشی رفته و چه عواملی بر فرم نهایی اثر اثر گذاشته است، گفت: بخش مهمی از ماجرا به تجربه روزنامه‌نگاری برمی‌گردد. روزنامه‌نگارها عادت دارند به متن‌های کوتاه، فشرده و سریع؛ جایی که مدام باید توصیف را کم کرد، جمله‌ها را کوتاه کرد و به سرعت به نتیجه رسید. این عادت حرفه‌ای، حتی وقتی وارد نوشتن کتاب هم می‌شوی، به‌نوعی خودش را تحمیل می‌کند و از بین نمی‌رود.

    او افزود: از طرف دیگر، محدودیت زمان هم در شکل‌گیری این فرم نقش داشت. احساس می‌کردم زمان در حال از دست رفتن است و اگر همان مقطع این روایت نوشته نمی‌شد، شاید دیگر هیچ ناشری هم سراغش نمی‌رفت یا ارزش ثبت آن از بین می‌رفت. برای همین تلاش کردم در همان بازه محدود، متن را جمع کنم و به سرانجام برسانم. به نظرم اگر فرصت طولانی‌تری وجود داشت، مثلاً ۹ ماه یا بیشتر، قطعاً متن می‌توانست پخته‌تر و گسترده‌تر شود.

    هادیان درباره نسبت این کار با روایت‌های کلاسیک‌تر نیز گفت: در ادبیات جهان نمونه‌های زیادی از گزارش‌های مستند داریم که کاملاً ارزش ادبی دارند. لزوماً روایت باید داستانی و رمان‌گونه نباشد. اگر گزارش خوب نوشته شود، خودش می‌تواند تبدیل به اثر ادبی شود. حتی در کارهایی مثل گزارش‌های جنگ داخلی اسپانیا یا آثار مستند-روایی دیگر، می‌بینیم که متن گزارش هم می‌تواند حامل ادبیات جدی باشد.

    او در ادامه به تفاوت سبک‌ها اشاره کرد و گفت: بخشی از تفاوت‌ها هم به شخصیت و زیست نویسنده برمی‌گردد. برخی نویسنده‌ها فرصت و فراغت طولانی برای کار دارند و می‌توانند سال‌ها روی یک متن بمانند، اما روزنامه‌نگار معمولاً درگیر سرعت، رخداد و فشار زمان است. همین مسئله روی نوع نوشتن تأثیر مستقیم می‌گذارد. حتی تجربه‌های رسانه‌ای قبلی هم در این مسیر اثرگذار است.

    این نویسنده همچنین با اشاره به تجربه‌های میدانی خود گفت: تجربه حضور در موقعیت‌های مختلف باعث شد نگاه من به روایت تغییر کند. در برخی مقاطع حتی امکان انتخاب قالب‌های دیگر مثل تصویر یا فیلم هم وجود داشت، اما در نهایت احساس کردم روایت مکتوب برای ثبت این تجربه مناسب‌تر است. در همان ۱۲ روز، حجم اتفاقات آن‌قدر زیاد بود که دیگر حتی دیدن برخی صحنه‌ها برایم تکراری شده بود و انرژی برای بازسازی ادبی آن به شکل طولانی وجود نداشت.

    هادیان در پایان تأکید کرد: این نوع نوشتن، نوعی مواجهه فوری با رخداد است؛ روایتی میان گزارش و تجربه شخصی که تلاش می‌کند لحظه را از دست ندهد، حتی اگر به بهای حذف برخی لایه‌های روایی یا فرصت پرداخت بیشتر تمام شود.

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    عنوان کتاب، معنای درونی اثر را بیان نمی‌کند

    میثم رشیدی مهرآبادی، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه» با اشاره به تجربه روزنامه‌نگاری نویسنده و نسبت آن با فرم کتاب گفت: به نظر من این کتاب اساساً در جای درستی منتشر نشده و حتی انتخاب ناشر هم محل سؤال است. به اعتقاد من حتی این کتاب ظرفیت دیده‌شدن در بستر دیگری را داشت و شاید در آینده خود نویسنده هم به تغییر ناشر فکر کند.

    او افزود: با وجود اینکه کتاب به‌سرعت و در فاصله کوتاهی بعد از تجربه جنگ نوشته و منتشر شده، اما همچنان پرسش‌هایی درباره آینده آن وجود دارد. به نظرم این اثر می‌توانست در یک روند دقیق‌تر و با فاصله زمانی بیشتر شکل بگیرد، چون بعضی از کتاب‌های مشابه در این حوزه ظرفیت بیشتری برای رشد دارند.

    رشیدی با اشاره به ساختار روایی کتاب گفت: در برخی بخش‌ها عنوان «گزارش» برای این متن به‌کار رفته، اما از نظر من این دقیق نیست. شاید بهتر بود از عنوان‌هایی مثل «یادداشت‌های میدانی» یا «روایت‌های روزنوشت» استفاده می‌شد. مسئله اصلی این است که کتاب میان ژانرها در رفت‌وآمد است و همین موضوع، نیاز به تعریف دقیق‌تری دارد.

    او ادامه داد: در قیاس با برخی نویسندگان جوان در نقاط مختلف کشور، احساس می‌کنم این کتاب در سطحی از شوک اولیه جنگ باقی مانده است. البته این موضوع قابل درک است، اما انتظار می‌رود نویسنده در تجربه‌های بعدی، به مرحله‌ای برسد که بتواند روایت عمیق‌تر و منسجم‌تری از جنگ‌های بعدی یا تجربه‌های مشابه ارائه دهد. و بتواند این کتاب را در قالب کتاب‌های بعدی خود معرفی کند.

    این منتقد همچنین گفت: در برخی بخش‌ها با تناقض‌هایی در روایت مواجه می‌شویم. مثلاً در صحنه‌هایی که به فضای حادثه و شهادت در یک کوچه اشاره می‌شود، ابتدا ابهام روایی وجود دارد و سپس با توضیح بعدی، آن ابهام برطرف می‌شود. این رفت‌وبرگشت‌ها باعث می‌شود خواننده در لحظه از فضای احساسی روایت فاصله بگیرد. یا حتی زمانی که به شهادت افراد نظامی اشاره میشود در کتاب عنوان می‌شود که خداروشکر آن‌ها غیرنظامی نبودند و این حس خوبی را برای مخاطب منتقل نمی‌کند.

    او افزود: در فصل‌های پایانی نیز، برخی روایت‌ها از نظر جزئی‌پردازی بیش از حد کش‌دار می‌شوند. مثلاً در مواجهه‌های خیابانی یا گفتگوهای کوتاه، جزئیات به‌گونه‌ای پرداخت شده که به جای تقویت فضا، از شدت اثرگذاری آن کم می‌کند. در حالی که انتظار می‌رفت این بخش‌ها به سمت فشردگی و تمرکز بیشتر حرکت کنند.

    رشیدی در ادامه با اشاره به تجربه‌های میدانی نویسنده گفت: طبیعی است که یک خبرنگار جنگی که در لبنان، اوکراین یا افغانستان حضور داشته، با نوعی نگاه سریع و واکنشی به روایت برسد. اما در تبدیل این تجربه به متن ادبی، نیاز به فاصله‌گذاری و بازنویسی وجود دارد؛ چیزی که در برخی بخش‌ها کمتر دیده می‌شود.

    او در پایان درباره عنوان کتاب نیز گفت: حتی انتخاب نام کتاب هم پرسش‌برانگیز است. با اینکه عنوان از نظر بازاری جذاب به نظر می‌رسد، اما در نسبت با محتوای اثر، هم‌خوانی کامل ندارد و این عدم توازن در پایان کتاب بیشتر به چشم می‌آید.

    « اردک دیوانه» فارغ از شعارسازی است

    حمید بابایی، دبیر نشست نقد و بررسی کتاب «اردک دیوانه»، در جمع‌بندی پایانی این نشست با اشاره به جایگاه این اثر در ادبیات روایت جنگ گفت: ما در ادبیاتمان با نوعی فقر در آثار این‌چنینی مواجهیم و هنوز این جنس نوشته‌ها در مرحله شکل‌گیری و تجربه‌های اولیه قرار دارند. بنابراین سطح انتظار از این آثار باید با واقعیت تولیدشان تنظیم شود، در عین حال که می‌دانیم برخی روایت‌ها نیازمند عمق بیشتری هستند تا هم ابعاد حادثه بهتر درک شود و هم تأثیرگذاری متن افزایش یابد.

    او با اشاره به ظرفیت‌پردازی بیشتر اثر افزود: در برخی بخش‌ها، اگر نویسنده بر موقعیت‌ها بیشتر مکث می‌کرد و جزئیات را بسط می‌داد، متن می‌توانست ظرفیت روایی و حتی حجم بیشتری پیدا کند. به‌عنوان مثال، در ماجرای معراج یا قصال‌خانه جدید، اگر روایت با تأمل و توقف بیشتری همراه می‌شد، مخاطب بهتر می‌توانست ابعاد ماجرا را درک کند. در وضعیت فعلی، گاهی به نظر می‌رسد اطلاعات به شکل مقطعی به متن اضافه شده و فرصت پرداخت کامل پیدا نکرده است.

    بابایی ادامه داد: البته از زاویه‌ای دیگر می‌توان گفت با مجموعه‌ای از یادداشت‌های روزانه مواجه هستیم و استراتژی اولیه متن نیز همین بوده است؛ یعنی ثبت آنچه در لحظه دیده شده، بدون ورود به لایه‌های داستان‌پردازی یا فضاسازی گسترده. خود نویسنده هم تأکید دارد که روزنامه‌نگار است، نه داستان‌نویس، و همین مسئله در فرم اثر کاملاً اثرگذار بوده است.

    او با اشاره به رویکرد دوگانه در مواجهه با کتاب گفت: از یک سو می‌توان انتظار داشت متن به سمت ادبیات داستانی و فضاسازی بیشتر برود، و از سوی دیگر می‌توان آن را به‌عنوان مجموعه‌ای از روزنوشت‌ها و ثبت‌های میدانی دید که قرار نیست الزاما ساختار روایی کلاسیک داشته باشد. از این منظر، اگر استراتژی اثر حفظ شود، همین شکل فعلی نیز قابل دفاع است.

    دبیر نشست در ادامه گفت: نگاه شخصی من این است که برخی صحنه‌ها نیاز به عمق بیشتری داشتند. اگر به جای ۲۰ یادداشت، ۱۰ یادداشت دقیق‌تر و پرداخت‌شده‌تر داشتیم، اثر از نظر فضاسازی و ماندگاری در ذهن مخاطب قوی‌تر می‌شد. در بخش‌هایی از کتاب، با تکرار نوع رخدادها مواجه می‌شویم و این موضوع می‌توانست با تمرکز بیشتر بر انتخاب و پرداخت صحنه‌ها مدیریت شود.

    او افزود: البته این تغییر در ساختار، در شرایطی ممکن بود که استراتژی روایت از ابتدا متفاوت تعریف می‌شد، اما وقتی متن در بستر روزنوشت شکل گرفته، طبیعی است که بخشی از این محدودیت‌ها را همراه خود داشته باشد.

    بابایی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ارزش‌های اثر گفت: نکته مهم کتاب این است که از منابع و روایت‌هایی استفاده می‌کند که ممکن است نویسنده با آن‌ها هم‌نظر نباشد، اما در متن به‌عنوان فکت روایی از آن‌ها بهره گرفته شده است. این انتخاب، به متن نوعی تنوع دیدگاهی می‌دهد و از بسته شدن روایت در یک زاویه واحد جلوگیری می‌کند.

    او در ادامه نقطه قوت کتاب را پرهیز از شعارسازی دانست و افزود: یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، پرهیز از تبدیل روایت به یک متن صرفاً شعاری یا تبلیغاتی است. در بسیاری از روایت‌های مشابه، خطر تبدیل شدن متن به ادبیات پروپاگاندایی وجود دارد، اما این کتاب تلاش کرده تا حد امکان بر روایت مستقیم و تجربه‌محور تکیه کند.

    دبیر نشست در پایان گفت: شاید مهم‌ترین ویژگی این اثر، نوع مواجهه آن با واقعیت و میزان صداقت در روایت باشد. نویسنده تلاش کرده حتی در حد امکان، تجربه زیسته را همان‌طور که هست منتقل کند، بدون آنکه آن را به سمت روایت‌های کاملاً یک‌سویه یا از پیش‌تعیین‌شده ببرد. از این جهت، می‌توان گفت کتاب توانسته تصورات اولیه مخاطب را به چالش بکشد و همین موضوع برای من ارزشمندترین بخش آن است.

    «اردک دیوانه» متنی حماسی نیست/ کتابی که در لحظات اولیه جنگ نوشته شد

    درباره کتاب اصل ماجرا «خوانده شدن» است

    حامد هادیان در پایان نشست با تأکید بر نسبت میان نویسنده و مخاطب گفت: مهم‌ترین مسئله برای یک نویسنده این است که کتابش خوانده شود. در کار رسانه‌ای معمولاً دو نوع هدف وجود دارد؛ گاهی هدف این است که یک اثر دیده شود، مثلاً فیلمی ساخته شود که هزاران نفر آن را ببینند، اما در مورد کتاب، اصل ماجرا «خوانده شدن» است.

    او ادر پایان داد: کتاب برخلاف بسیاری از تولیدات رسانه‌ای، با یک رابطه مستقیم و شخصی با مخاطب شکل می‌گیرد. حتی اگر منتقدان درباره آن نظر بدهند، اصل اهمیت در این است که هر خواننده به‌صورت مستقل با متن مواجه می‌شود. همین خوانده شدن، برای نویسنده تجربه‌ای ارزشمند و قابل احترام است.

      منبع: خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

    هلدینگ کاسپین استانبول | خرید ملک در ترکیه | صرافی معتبر ایرانی در ترکیه | خرید و فروش طلا در ترکیه | مهاجرت به ترکیه | واردات و صادرات در ترکیه | نیازمندیهای ترکیه | اخبار ترکیه | اخبار جهانی | توریست ایران | خدمات توریستی در ایران | تورهای گردشگری ایران | هلدینگ اول | خدمات کاریابی و فریلنسری و شغل | مرجع اطلاعات ایران (همه چیز در ایران) | کیف پول و خدمات مالی و پرداخت یار | اخبار ایران | تابلو زنده قیمت ارز در ترکیه و استانبول | صرافی آنلاین ترکیه | قیمت طلا و نقره در ترکیه | سرمایه گذاری در ترکیه | جواهرات در ترکیه | نرخ لحظه ای ارزها در استانبول | قیمت دلار امروز در ترکیه | قیمت دلار استانبول امروز | قیمت لحظه ای دلار | اخبار روز ترکیه استانبول | اپلیکیشن ISTEX | اپلیکیشن قیمت لحظه ای دلار و یورو و لیر و ارزها در ترکیه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *