پرش به محتوا

روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    تبریز- خبرنگاران تبریزی با حضور در آیین تشییع رهبر شهید در تهران، قم و مشهد، مشاهدات و خاطرات خود را از صحنه‌های ماندگار اشک، همدلی و دلدادگی مردم در قالب روایت‌هایی میدانی بازگو کردند.​ 

    به گزارش خبرنگار مهر، آیین تشییع رهبر شهید، تنها یک رویداد تاریخی نبود؛ صحنه‌ای از حضور میلیونی مردمی بود که هر یک روایت و خاطره‌ای از آن در ذهن دارند. در این میان، خبرنگاران تبریزی که از نزدیک در مراسم تهران، قم و مشهد حضور داشتند، مشاهدات خود را از این وداع تاریخی در قالب روایت‌هایی میدانی بازگو کرده‌اند؛ روایت‌هایی که از دریچه نگاه خبرنگاران، گوشه‌هایی از حال و هوای آن روزهای ماندگار را به تصویر می‌کشد.

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    از سهند تا مشهد؛ روایت مهری هاشم‌زاده از آیین تشییع رهبر شهید

    مهری هاشم‌زاده، خبرنگار تبریزی، در محفل سوگ و تجدید میثاق اصحاب رسانه که در تبریز برگزار شد ، با روایت مشاهدات خود از حضور در آیین تشییع رهبر شهید، از سفری گفت که به اعتقاد او فراتر از یک سفر معمولی بود و صحنه‌هایی از همدلی، وحدت و دلدادگی مردم ایران و آزادگان جهان را در حافظه‌اش ماندگار کرد.

    هاشم‌زاده اظهار کرد: بعضی سفرها نه به مقصدشان، بلکه به اثری که بر جان انسان می‌گذارند، ماندگار می‌شوند. سفر ما از شهر جدید سهند به مشهد مقدس نیز از همان سفرهایی بود که هرگز از حافظه پاک نخواهد شد.

    وی گفت: از همان لحظه حرکت، حال و هوای کاروان، یادآور زائران اربعین بود. چفیه‌ها بر دوش، پرچم‌های سه‌رنگ ایران در دست، تصاویر رهبر شهید و سربندهای سرخ، از همان ابتدا نشان می‌داد مقصد این سفر تنها یک شهر نیست، بلکه وداع با مردی است که دل‌های میلیون‌ها انسان را به هم پیوند داده است.

    مشهدی که دیگر مشهد همیشگی نبود

    هاشم‌زاده اظهار کرد: با ورود به مشهد، نخستین چیزی که به چشم می‌آمد، دگرگونی چهره شهر بود. مشهد دیگر آن شهر همیشگی نبود؛ اندوهی مشترک در کوچه‌ها، خیابان‌ها و صحن‌های حرم موج می‌زد و مردم گویی گمشده‌ای بزرگ را جست‌وجو می‌کردند.

    وی ادامه داد: هر جا تصویری از رهبر شهید دیده می‌شد، بی‌اختیار جمعیتی گرد آن حلقه می‌زد؛ نه برای گرفتن عکس و نه از سر کنجکاوی، بلکه برای مکثی کوتاه و اشکی که دیگر مجالی برای پنهان ماندن نداشت.

    روایت پرچم‌هایی که مرزها را کنار زدند

    این خبرنگار تبریزی بیان کرد: در میان انبوه جمعیت، پرچم‌ها نیز روایتگر وحدتی فراتر از مرزها بودند. در کنار پرچم ایران، پرچم‌های ترکیه، پاکستان، افغانستان و عراق دیده می‌شد؛ مردمانی با زبان‌ها و ملیت‌های متفاوت که در سوگی مشترک گرد هم آمده بودند و از مسیری سخن می‌گفتند که رهبر شهید ایران برای آزادگان جهان ترسیم کرده بود؛ مسیر ایستادگی، مقاومت و نترسیدن.

    هاشم‌زاده افزود: در میان زائران، مردم میناب حضوری متفاوت داشتند؛ حضوری آمیخته با اشک و داغ. وقتی از رنج و مصیبتشان سخن به میان می‌آمد، واژه‌ها دیگر توان بیان اندوهشان را نداشت.

    وی ادامه داد: زنان جنوب با لباس‌های محلی رنگارنگ در مراسم حضور یافته بودند، اما غم سنگین دل‌هایشان، رنگ همه آن جامه‌ها را در نگاه بیننده خاموش می‌کرد. آنان با صدایی رسا اعلام می‌کردند که در پاسداری از ایران و تمامیت ارضی آن، تا پای جان خواهند ایستاد.

    طنین شعار آذربایجان در حرم رضوی

    هاشم‌زاده خاطرنشان کرد: در میان همه شعارهایی که در صحن‌ها و مسیرهای منتهی به حرم طنین‌انداز بود، یک شعار برای من آشناتر از همه بود؛ فریاد هم‌استانی‌هایم که بارها در فضای مشهد پیچید: «آذربایجان جانباز، خامنه‌ای‌دن آیریلماز.»

    وی گفت: با آغاز آیین تشییع، مشهد دیگر تنها مشهد نبود؛ گویی تمام ایران در این شهر گرد آمده بود. مردم از دورترین نقاط کشور خود را به حرم مطهر رضوی رسانده بودند و سیل جمعیت، آرام و پیوسته، به سوی بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) حرکت می‌کرد.

    عهدی که در میان اشک‌ها بسته شد

    هاشم‌زاده در پایان اظهار کرد: در آن لحظات، میان رسالت خبرنگاری و احساسات شخصی، مرزی باقی نمانده بود. ایستاده بودم، صحنه‌ها را روایت می‌کردم و همزمان اشک‌هایم بی‌اختیار جاری می‌شد. همان‌جا با خود عهد بستم راهی را که رهبر شهید برای عزت ایران، اسلام و آزادگان جهان ترسیم کرده بود، ادامه دهم و پرچمی را که به یادگار گذاشت، هرگز بر زمین نگذارم

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    از کارت دیدار تا کاروان تشییع؛ روایت یک خبرنگار تبریزی از رهبر شهید

    فائزه زنجانی، خبرنگار تبریزی، در روایت خود از آیین تشییع رهبر شهید، از حسرت آخرین دیدار، روزهای حضور در قم و صحنه‌هایی گفت که به اعتقاد او، جلوه‌ای از دلدادگی، همبستگی و ارادت مردم ایران و آزادگان جهان به رهبر شهید را به تصویر کشید.

    زنجانی اظهار کرد: روایت من از مراسم تشییع، از روزهای پیش از این آیین آغاز شد؛ از حسرت آخرین دیدار با رهبر شهید. همه چیز به بهمن‌ماه سال ۱۴۰۳ و دیدار سالانه مردم آذربایجان‌شرقی با رهبر شهید بازمی‌گردد.

    وی گفت: تنها چند روز تا برگزاری دیدار باقی مانده بود و با وجود اینکه کارت دعوت نداشتم، بارها با نهادها و دستگاه‌های مختلف تماس گرفتم. پس از ده‌ها تماس، یکی از مسئولان روابط عمومی یکی از ادارات خبر داد که یکی از دعوت‌شدگان امکان حضور ندارد و کارت دعوت او را در اختیارم قرار می‌دهد. همان لحظه برای سفر به تهران آماده شدم.

    زنجانی ادامه داد: در اتوبوسی که عازم تهران بود، دانش‌آموزان یکی از دبیرستان‌های تبریز نیز حضور داشتند. شور و اشتیاق آنان وصف‌ناشدنی بود؛ از شب تا صبح سرود دیدار را بارها و بارها می‌خواندند، تا جایی که من نیز آن را از بر شده بودم.

    دیداری که ناتمام ماند

    وی اظهار کرد: وقتی وارد محل دیدار شدیم، به دلیل دیر رسیدن، ظرفیت طبقه همکف تکمیل شده بود و به طبقه بالا هدایت شدیم؛ جایی که دید چندانی به محل حضور رهبر شهید نداشت.

    زنجانی افزود: تفاوت فضای دو طبقه کاملاً محسوس بود. در طبقه پایین شور، هیجان و شوق دیدار موج می‌زد، اما در طبقه بالا بسیاری از حاضران، به‌ویژه همان نوجوانانی که تا ساعاتی قبل با شور فراوان سرود می‌خواندند، در سکوت اشک می‌ریختند. همان‌جا با خود عهد کردم که اگر بار دیگر فرصت این دیدار فراهم شد، از نخستین افرادی باشم که در محل حاضر می‌شوند.

    وی خاطرنشان کرد: بهمن‌ماه سال ۱۴۰۴ فرا رسید و این بار کارت دعوت در دست داشتم و قرار بود به عنوان راوی این دیدار حضور داشته باشم، اما مشکلی شخصی مانع از سفرم شد.

    زنجانی اظهار کرد: تلاش می‌کردم خودم را آرام کنم و با خود می‌گفتم فرصت‌های دیگری برای دیدار فراهم خواهد شد، اما روز بیست‌وهشتم بهمن، هنگامی که آخرین سخنرانی عمومی رهبر شهید را از تلویزیون دنبال می‌کردم، حسرت در دلم سنگین‌تر می‌شد. شور مردم حاضر در مراسم و سخنان حماسی ایشان، هر لحظه این احساس را عمیق‌تر می‌کرد.

    وی ادامه داد: بامداد دهم اسفند، با انتشار خبر شهادت رهبر شهید، تازه فهمیدم چه فرصت بزرگی را از دست داده‌ام. کارت دعوت آخرین دیدار در دستم بود، اما نتوانسته بودم در آن حضور پیدا کنم. همان روز تصمیم گرفتم این بار دیگر اجازه ندهم حسرت دیگری در دلم باقی بماند و به هر شکل ممکن در آیین تشییع حضور پیدا کنم.

    قم؛ شهری که میزبان دلدادگان بود

    این خبرنگار تبریزی گفت: حدود پنج تا شش روز پیش از مراسم تشییع در شهر قم حضور داشتم. نخستین چیزی که بیش از هر موضوعی توجهم را جلب کرد، مهمان‌نوازی مردم بود. بسیاری از خانواده‌ها درِ خانه‌های خود را به روی زائران گشوده بودند و هر کس به اندازه توان خود از عزاداران پذیرایی می‌کرد.

    زنجانی افزود: وارد خانه‌ای شدم که با وجود امکانات محدود، تمام فضای آن را برای اسکان زائران اختصاص داده بودند. این صحنه برای من جلوه‌ای کم‌نظیر از همدلی و ایثار مردم بود.

    آرزوی ثبت آخرین قاب

    وی اظهار کرد: در یکی از همین خانه‌ها با دختر جوانی از بندرعباس آشنا شدم که دوربینی در دست داشت و قاب عکسی از رهبر شهید را همراه خود آورده بود.

    زنجانی ادامه داد: او می‌گفت سال‌ها آرزو داشته است با دوربینی که با زحمت فراوان تهیه کرده، تصویری از رهبر شهید ثبت کند، اما هرگز این فرصت فراهم نشد. پس از شنیدن خبر شهادت تصمیم گرفته بود دست‌کم از آیین تشییع و تابوت پیکر ایشان عکسی به یادگار ثبت کند. هنگام روایت این آرزو، بارها اشک ریخت و از ناتوانی در ادامه صحبت عذرخواهی کرد.

    عشقی فراتر از مرزها

    وی بیان کرد: در درمانگاه موقتی که در جمکران برپا شده بود، با گروهی از پزشکان، پرستاران و دانشجویان علوم پزشکی گفت‌وگو کردم. بیشتر آنان جوانانی بودند که داوطلبانه برای خدمت به زائران آمده بودند.

    زنجانی افزود: در میان آنان، دانشجوی ترم آخر مامایی اهل افغانستان بیش از همه توجهم را جلب کرد. وقتی از او پرسیدم چرا برای رهبر ایران داوطلبانه خدمت می‌کند، پاسخ داد که عشق به رهبر شهید مرز نمی‌شناسد و بسیاری از مردم افغانستان نیز خود را در این سوگ شریک می‌دانند.

    مادرانی که آینده را روایت می‌کردند

    وی گفت: در جمکران مادرانی را دیدم که با چند فرزند خردسال، ساعت‌ها در گرمای هوا حضور داشتند. یکی از آنان که از اصفهان آمده بود، می‌گفت سختی مسیر برایش اهمیتی ندارد، زیرا می‌خواهد فرزندانش را با آرمان‌های رهبر شهید تربیت کند و حتی تولد آخرین فرزندش را متأثر از توصیه‌های ایشان درباره جوانی جمعیت می‌دانست.

    کاروانی شبیه مشایه اربعین

    زنجانی خاطرنشان کرد: شب پیش از آغاز مراسم، حدود ساعت دو بامداد، تصور می‌کردم خیابان‌های منتهی به جمکران خلوت باشد، اما با انبوه جمعیتی روبه‌رو شدم که ساعت‌ها پیش از آغاز مراسم در مسیر حضور یافته بودند.

    وی ادامه داد: نخستین تصویری که در ذهنم شکل گرفت، مسیر پیاده‌روی اربعین بود. خیابان قم تا جمکران با عمودهای شماره‌گذاری‌شده، جمعیت پیاده و پرچم‌های سرخ با شعارهایی همچون «یا لثارات الخامنه‌ای» و «یا لثارات الحسین»، فضایی شبیه مشایه اربعین را تداعی می‌کرد.

    اشک‌هایی که ماندگار شد

    زنجانی در پایان اظهار کرد: هنگام اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید به امامت آیت‌الله جوادی آملی، تلویزیون‌های بزرگی در طول مسیر، مراسم را به صورت زنده پخش می‌کردند. در آن لحظات، افرادی را دیدم که شاید در نگاه نخست تصور نمی‌شد چنین دلبستگی عمیقی به رهبر شهید داشته باشند، اما با آغاز نماز، بی‌اختیار اشک می‌ریختند. همان صحنه برای من یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین تصاویر این مراسم بود؛ تصویری که نشان می‌داد پیوند مردم با رهبر شهید، فراتر از هر ظاهر، سلیقه و مرزبندی است.

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    وداعی که با گل، اشک و دعا روایت شد؛ خاطرات معصومه درخشان از تشییع رهبر شهید

    معصومه درخشان، خبرنگار تبریزی، با روایت مشاهدات خود از حضور در آیین تشییع رهبر شهید در تهران و مشهد، از صحنه‌هایی گفت که به باور او، شکوه و اندوه آن را نمی‌توان تنها با واژه‌ها، تصاویر یا قاب دوربین به تصویر کشید؛ وداعی که با گل، اشک، دعا و دلدادگی مردم معنا یافت.

    درخشان اظهار کرد: پیش از آیین تشییع، در آخرین دیدار مردم آذربایجان‌شرقی با رهبر شهید در بهمن‌ماه حضور داشتم. اگرچه در طبقه دوم بیت رهبری مستقر بودم، اما دیدی کامل و نزدیک به محل برگزاری مراسم داشتم و آن لحظات، آخرین تصویر ماندگار از رهبر شهید را در ذهنم ثبت کرد.

    وی گفت: آن روز هیچ‌کس تصور نمی‌کرد این دیدار، آخرین دیدار عمومی مردم با رهبر شهید باشد؛ تصویری که بعدها ارزش و معنای دیگری پیدا کرد.

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    تشییعی که از مترو آغاز شد

    درخشان اظهار کرد: فضای تهران از ساعت‌ها پیش از آغاز مراسم رنگ دیگری به خود گرفته بود. شور و اندوه مردم از ایستگاه‌های مترو آغاز می‌شد و هرچه به محل مراسم نزدیک‌تر می‌شدیم، اشک‌ها، زمزمه‌ها و شعارها پررنگ‌تر می‌شد.

    وی ادامه داد: از ایستگاه تئاتر شهر تا میدان آزادی، مردم با شاخه‌های گل در دست حرکت می‌کردند. بسیاری گل‌های خود را بر تصاویر رهبر شهید می‌گذاشتند و می‌گفتند چون امکان حضور بر مزار ایشان را ندارند، این گل‌ها را نثار یاد و نام او می‌کنند.

    این خبرنگار تبریزی بیان کرد: در میان جمعیت، ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز حضور داشتند. برخی می‌گفتند تنها برای بدرقه رهبر شهید به ایران آمده‌اند؛ چرا که او را نماد عزت، آزادگی و مقاومت می‌دانستند.

    درخشان افزود: صحنه‌هایی را دیدم که هرگز از خاطرم نخواهد رفت. پیرمردی در مترو با صدای بلند گریه می‌کرد و از رهبر شهید طلب حلالیت داشت. با بغض می‌گفت روزی برخی شایعات را باور کرده و امروز از اینکه حقیقت را دیر شناخته، شرمسار است. اشک‌های او، اشک بسیاری از مردمی بود که در آن روز، از صمیم قلب با رهبر خود وداع می‌کردند.

    مشهد؛ شهری که در سوگ ایستاده بود

    وی اظهار کرد: پس از تهران، راهی مشهد شدیم. از نخستین ساعات حضور، حال و هوای شهر با روزهای دیگر تفاوت داشت. خبر رسید که پیکر رهبر شهید به سلامت وارد مشهد شده است و مردم، بی‌اختیار دو رکعت نماز شکر اقامه کردند.

    درخشان ادامه داد: کاروان‌های عزاداری با پرچم‌های برافراشته، نوحه‌خوانی و اشک، مسیر میدان شهدا تا حرم مطهر رضوی را طی می‌کردند و در هر قدم، دلدادگی مردم بیش از پیش نمایان می‌شد.

    گل، شعر و حسرت

    وی خاطرنشان کرد: در میان جمعیت، بانویی را دیدم که قاب عکس رهبر شهید را در آغوش گرفته بود و با چشمانی اشکبار، اشعاری در فراق ایشان زمزمه می‌کرد. آن قاب عکس، آن اشک‌ها و آن زمزمه‌ها، برای من خلاصه‌ای از حال مردم در آن روز بود.

    درخشان گفت: ازدحام جمعیت به اندازه‌ای بود که خیابان‌های مشهد دیگر توان پذیرش این خیل عاشقان را نداشت. وقتی اعلام شد پیکر مطهر برای حفظ امنیت و سلامت مردم با بالگرد به حرم مطهر رضوی منتقل شده است، هزاران نگاه به آسمان دوخته شد؛ نگاه‌هایی آمیخته با اشک، حسرت و تمنای آخرین وداع.

    نمازی که در خیابان‌ها اقامه شد

    وی افزود: پس از نماز مغرب و عشاء، مردم در خیابان‌های اطراف حرم، هم‌زمان با پخش زنده مراسم از نمایشگرهای بزرگ، بر پیکر رهبر شهید نماز اقامه کردند. آن شب، خیابان‌های مشهد به صفوفی از نماز، دعا و اشک تبدیل شده بود.

    درخشان در پایان اظهار کرد: آن شب، هنوز بسیاری باور نداشتند که رهبر شهید از میان مردم رفته است. اشک‌ها، سکوت‌ها، شاخه‌های گل و دعاهایی که در گوشه‌گوشه تهران و مشهد زمزمه می‌شد، نشان می‌داد مردم تنها برای بدرقه یک رهبر نیامده‌اند؛ آمده بودند تا با مردی وداع کنند که سال‌ها در قلبشان جای داشت و با او عهدی دوباره ببندند؛ عهدی برای ادامه راهی که به باور آنان، با شهادت پایان نیافت.

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    تشییع رهبر شهید، پیامی فراتر از مرزهای ایران داشت

    مرتضی شفیعی، خبرنگار تبریزی، با روایت مشاهدات و تحلیل خود از آیین تشییع رهبر شهید، این مراسم را رویدادی فراتر از یک آیین ملی توصیف کرد و گفت: پیام تشییع رهبر شهید تنها متوجه ملت ایران نبود، بلکه جهان اسلام و آزادگان جهان را نیز تحت تأثیر قرار داد.

    رهبر شهید؛ محور وحدت همه اقشار

    شفیعی اظهار کرد: رهبر شهید، رهبر همه مردم ایران بود و نگاه ایشان هیچ‌گاه محدود به یک جریان یا سلیقه سیاسی خاص نبود. ایشان همواره با نگاهی جامع و فراگیر به مسائل کشور می‌نگریستند و همه اقشار جامعه را مخاطب خود می‌دانستند.

    وی گفت: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیره رهبر شهید، تأکید بر وحدت ملی و همراهی همه مردم بود؛ موضوعی که در بیانات ایشان با راهبرد «جذب حداکثری و دفع حداقلی» بارها مورد تأکید قرار گرفت.

    شفیعی اظهار کرد: سخنان و دیدگاه‌های رهبر شهید باید در چارچوب منظومه فکری ایشان تبیین شود و نباید اجازه داد برداشت‌های سلیقه‌ای یا جناحی، تصویر نادرستی از اندیشه‌های ایشان ارائه دهد.

    وی ادامه داد: ایران متعلق به همه مردم است و پیشرفت کشور در گرو حضور و مشارکت همه اقشار با سلایق مختلف خواهد بود؛ همان نگاهی که رهبر شهید همواره بر آن تأکید داشتند.

    تشییعی با بازتاب جهانی

    این خبرنگار تبریزی بیان کرد: آیین تشییع رهبر شهید، تنها یک مراسم داخلی نبود، بلکه پیامی روشن برای جهان اسلام، ملت ایران و خانواده‌هایی داشت که در جنگ تحمیلی عزیزان خود را از دست داده بودند.

    شفیعی افزود: حضور گسترده مردم در کشورهای مختلف و برگزاری آیین‌های سوگواری در عراق و دیگر کشورهای اسلامی نشان داد که جایگاه رهبر شهید به مرزهای ایران محدود نبود و مسلمانان بسیاری، اعم از شیعه و اهل سنت، خود را در این مصیبت شریک می‌دانستند.

    وی خاطرنشان کرد: اگر روایت‌های مردم دیگر کشورها و احساسات آنان نسبت به رهبر شهید بیشتر بازتاب می‌یافت، ابعاد شخصیت و جایگاه ایشان در امت اسلامی بهتر برای افکار عمومی تبیین می‌شد.

    روایت‌های تازه، نیاز امروز رسانه‌ها

    شفیعی گفت: رسانه‌ها باید از روایت‌های تکراری و قالب‌های کلیشه‌ای فاصله بگیرند و با نگاه‌های تازه، تجربه‌های میدانی و زاویه دید خبرنگاران، رویدادهای بزرگ را روایت کنند.

    وی افزود: هر خبرنگار می‌تواند با زبان و تجربه شخصی خود، بخشی از واقعیت این حادثه تاریخی را به تصویر بکشد و همین تنوع روایت‌ها، به درک عمیق‌تر مخاطبان از ابعاد مختلف این رویداد کمک خواهد کرد.

    گذر زمان، ابعاد اندیشه رهبر شهید را روشن‌تر می‌کند

    شفیعی در پایان اظهار کرد: برای شناخت کامل منظومه فکری رهبر شهید، باید سال‌ها به مطالعه، تحلیل و بازخوانی اندیشه‌های ایشان پرداخت. گذر زمان نشان خواهد داد که این اندیشه‌ها چه تأثیر ماندگاری بر آینده ایران، جهان اسلام و تحولات منطقه بر جای خواهد گذاشت.

    روایت خبرنگاران تبریزی از آئین تشییع رهبر شهید

    آنچه در این روایت‌ها بازتاب یافته، تنها خاطرات خبرنگاران از یک مأموریت خبری نیست؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی روزهایی است که میلیون‌ها ایرانی در سوگ رهبر شهید گرد هم آمدند. روایت‌هایی که از دل میدان و از میان اشک، دعا، همدلی و حضور مردم شکل گرفته‌اند، تصویری از وداعی تاریخی را پیش روی مخاطب می‌گذارند؛ وداعی که فراتر از یک مراسم، به نمادی از وحدت، همبستگی و پیوند عمیق مردم با آرمان‌های رهبر شهید تبدیل شد.

      منبع: خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

    هلدینگ کاسپین استانبول | خرید ملک در ترکیه | صرافی معتبر ایرانی در ترکیه | خرید و فروش طلا در ترکیه | مهاجرت به ترکیه | واردات و صادرات در ترکیه | نیازمندیهای ترکیه | اخبار ترکیه | اخبار جهانی | توریست ایران | خدمات توریستی در ایران | تورهای گردشگری ایران | هلدینگ اول | خدمات کاریابی و فریلنسری و شغل | مرجع اطلاعات ایران (همه چیز در ایران) | کیف پول و خدمات مالی و پرداخت یار | اخبار ایران | تابلو زنده قیمت ارز در ترکیه و استانبول | صرافی آنلاین ترکیه | قیمت طلا و نقره در ترکیه | سرمایه گذاری در ترکیه | جواهرات در ترکیه | نرخ لحظه ای ارزها در استانبول | قیمت دلار امروز در ترکیه | قیمت دلار استانبول امروز | قیمت لحظه ای دلار | اخبار روز ترکیه استانبول | اپلیکیشن ISTEX | اپلیکیشن قیمت لحظه ای دلار و یورو و لیر و ارزها در ترکیه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *