پرش به محتوا

ترکیه در شوک مرگ یک نوزاد؛ اظهارات تکان‌دهنده مادر

    عصرترکیه – در پرونده‌ای که افکار عمومی ترکیه را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده، نوزادی که ۵ نوامبر در منطقه فاتح استانبول با وزن ۳ کیلو و ۲۰۰ گرم به دنیا آمده بود، ۵۵ روز بعد جان باخت. به گزارش سی ان ان ترک، پس از مشخص شدن اینکه نوزاد تغذیه نشده است، مادر، پدر …

    عصرترکیه – در پرونده‌ای که افکار عمومی ترکیه را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده، نوزادی که ۵ نوامبر در منطقه فاتح استانبول با وزن ۳ کیلو و ۲۰۰ گرم به دنیا آمده بود، ۵۵ روز بعد جان باخت.

    به گزارش ، پس از مشخص شدن اینکه نوزاد تغذیه نشده است، مادر، پدر کودک که بدون عقد رسمی با او زندگی می‌کرد، پدربزرگ و مادربزرگ که در همان خانه حضور داشتند، بازداشت شدند و هر چهار نفر با حکم دادگاه بازداشت موقت و به زندان منتقل شدند.

    بر اساس گزارشها، در حادثه‌ای که ۳۰ دسامبر رخ داد، مادر با تماس با مرکز تماس اضطراری ۱۱۲ اعلام کرد نوزاد دوماهه‌اش نفس نمی‌کشد و بی‌حرکت است. تیم‌های اورژانس پس از حضور در محل، مرگ نوزاد را تأیید کردند. با مشکوک تشخیص داده شدن مرگ، تحقیقات آغاز شد و مشخص شد نوزاد ۷ نوامبر از بیمارستان آموزشی و پژوهشی استانبول ترخیص شده است. بررسی‌ها نشان داد وزن نوزاد در زمان مرگ به ۲ کیلوگرم کاهش یافته و در ناحیه شکم فرورفتگی وجود داشته است.

    در اظهاراتی که از مادر منتشر شده، او می‌گوید پدرش عمداً نوزاد را گرسنه نگه می‌داشت. او توضیح می‌دهد من و همسرم می‌خواستیم به نوزاد شیرخشک بدهیم اما پدرم مانع می‌شد و به مدت ۳ روز اجازه نداد به او شیر بدهیم. به من می‌گفت شیر نده بگذار بمیرد. پدرم از ابتدا این نوزاد را نمی‌خواست و در نهایت هم مرگ او را می‌خواست.

    مادر در تشریح روز حادثه می‌گوید آخرین بار ۳۱ دسامبر ۲۰۲۵ حدود ساعت ۱۱ صبح نوزاد را زنده دیده است. او ادامه می‌دهد در همان ساعت تلاش کردم به نوزاد شیر بدهم اما نخورد. چون سه روز بود که غذا نخورده بود، اصرار نکردم. حدود ساعت ۱۴ نفس نوزاد قطع شد. ابتدا همسرم متوجه شد که نفس نمی‌کشد. هیچ مداخله‌ای انجام ندادیم و وقتی تنفس کاملاً قطع شد، نوزاد را همان‌طور روی تخت گذاشتیم. بعد از اینکه فهمیدیم مرده، او را روی تخت پدرم گذاشتیم. سپس غذا درست کردیم و خوردیم.

    به گفته مادر، وقتی پرسیده چرا آمبولانس خبر نشده، پدرش گفته الان کار نمی‌کنند، وقتش که برسد زنگ می‌زنم. او می‌گوید پس از نماز مغرب، حدود ساعت ۲۰ با تلفن همسرم با آمبولانس تماس گرفته شد. تیم‌های اورژانس پس از انجام اقدامات لازم در داخل آمبولانس، خانواده را به اورژانس کودکان منتقل کردند. مادر تأکید می‌کند کاهش وزن نوزاد در روزهای پایانی کاملاً مشخص بوده و این وضعیت در سه روز آخر تشدید شده است، زیرا پس از آمدن همسرش به خانه، پدرش اصلاً اجازه تغذیه نوزاد را نداده بود.

    او در پایان می‌گوید پدرم در تمام ساعات روز در خانه بود و به همه چیز مربوط به نوزاد دخالت می‌کرد. من و مادرم نوزاد را می‌خواستیم، اما پدرم نه؛ و در نهایت هم مانع تغذیه شد و این اتفاق افتاد.

    نوشته های مشابه
    تازه ترین‌های سایت

    لینک کپی شد

    منبع: عصر ترکیه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *