به مناسبت دوازدهم اردیبهشت و روز معلم در تقویم ایرانی سراغ چند معلم تاثیرگذار در تاریخ آموزش ایران رفتیم که نقشی فراموش نشدنی در تعلیم دانش آموزان این کشور داشتند.
خبرگزاری مهر – مجله مهر؛ رویا سادات هاشمی: «به چشم آمدن» جزو آن دسته از خصوصیات جدانشدنی آدمهاست. هر آدمی به اقتضای سن و سالی که میگذراند دوست دارد به چشم بیاید گاهی به چشم پدر و مادرش، گاهی به چشم دوستان همسالش و گاهی به چشم معلمی که قرار است به او یاد بدهد او آدمی است که با نمرهای که پای کارنامهاش میگذارد به او عیار و شخصیت ببخشد. شاید برای همین است که نقطه نظرات معلمها در تاریخ شخصی و فردی آدمها همیشه جایگاه پررنگ و در عین حال تاثیرگذاری داشته و حتما یک جایی از کودکی حرف درست یا غلطشان توانسته مسیر زندگی آدمها را تغییر دهد و نقشی غیرقابل انکار و تعیینکننده در سرنوشتشان داشته باشد. چه بسا همیشه افرادی بودهاند که به دنبال وجود یک معلم دلسوز و راهنمایی به موقعش به شخصیتی برجسته در حرفه و کار خود تبدیل شدهاند آن را مدیون یک جمله اثرگذار از آموزگار خود دانستهاند. به همین خاطراگر تاریخ را مرور کنید میتوانید معلمهایی زیادی را پیدا کنید که در گوشه و کنار این جغرافیا حق تدریس را برای زندگی بخشیدن به شاگردانشان کامل کردهاند از معلمی که برای همدردی با دانشآموز مبتلا به سرطان موهایش را پا به پای او تراشید تا آموزگاری که برای آموزش به تک شاگرد یک مدرسه در روستا هر روز راههای صعب و العبور را میپیمایید. توی تقویم ۱۲ اردیبهشت ماه با شهادت استاد مرتضی مطهری به نام روز معلم نامگذاری شده روزی که بهانهای است برای گرامیداشت مقام همه معلمان این سرزمین به همین مناسبت نگاهی انداختیم به آموزگاران بزرگ این سرزمین که نقطه عطف مهمی را در تاریخ آموزش ایران رقم زدند و نام خود را در حافظه جمعی اهالی تعلیم و تربیت تثبیت کردند.
صدای زنگ مدرسه در کپرهای عشایر
محمد بهمن بیگی جزو آن دسته از مشاهیر ایرانی به حساب میآید که با وجود کار بزرگی که در حق تاریخ آموزش این سرزمین انجام داده اما همچنان خیلی از ما او را آن طور که باید نمیشناسیم. کسی که تصمیم گرفت کلمات و آموزش را از راه صعب العبور بگذراند و آن را به کپرها و چادرهای عشایر ایران برساند تا کودکان ایلات ایران هم از یادگیری و تعلیم مدرسهای در زندگیشان بینصیب نمانند. او که خودش از ایل قشقایی ایران به حساب میآمد پیش از این نویسنده بود حالا به عنوان بنیانگذار آموزش و پرورش عشایر در این آب و خاک شناخته میشود. بهمن بیگی در اواسط دهه ۳۰ به طور جدی به فکر آموزش به این قشر افتاد و با وجود همه تلاشهایش نمیتوانست معلمان را با شرایط زندگی در عشایر هماهنگ کند تا جایی که خودش در این باره گفته:« بچه شهری در ایل میترسید و آب میشد و سگ زرد را شغال میدید.» برای همین درباره نحوه مدیریت او برای به راه انداختن این سیستم در عشایر مجبور به استفاده از خود عشایر کرد و به آنها آموزش میداد تاجایی که درباره آنها این طور آمده:« همه جور آدم داوطلب این کار شده بودند و بهمنبیگی همه آنها را امتحان میکرد که خط و حساب بدانند. سپس، آنها را به کدخدا میسپرد و ماهی ۹۰-۸۰ تومان برایشان دستمزد تعیین میکرد. اما به دلیل سواد کم آنها، همواره در کنارشان میماند و آنها را راهنمایی میکرد. در واقع او از همه مدرسههای عشایری دور و نزدیک بازدید میکرد و مدرسهای نبود که خودش تک تک دانشآموزانش را آزمایش نکرده باشد.»

وقتی چشم نابینایان به آموزش در ایران روشن شد
محمد خزائلی یکی از نخبههای تاریخ ایران است. مردی از خطه اراک که در سال ۱۲۹۲ به دنیا آمد اما در ۱۸ ماهگی در اثر بیماری آبله بینایی خود را از دست داد و در زمانی که کسی انتظار تحصیل افراد نابینا را نداشت او اشتیاق فراوان با یادگیری نشان داد و با این حال به هر نحوی بود تحصیلات خود را تا دکتری ادبیات و حقوق ادامه داد و به زبانهای انگلیسی، عربی و فرانسه تسلط کامل پیدا کرد. در زندگینامه او آمده «او ابتدا در دبستانهای گلپایگان و خمین و سپس در دبیرستانهای اراک به تدریس پرداخت. در زمانی که معلم مدرسه عظیمیه اراک بود، علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت به اراک آمد و قرار شد معلمین هر کدام در مورد رشته و فن خود مطلبی را بیان کنند. از مدیر مدرسه پرسیدند معلم کلاس ششم کیست؟ مدیر وقت، محمد خزائلی را معرفی نمود و وی در حضور وزیر فرهنگ، هندسه را با ارائه اشکال هندسی به شاگردان تدریس نمود. نتیجه کار به قدری عالی بود که وزیر را متعجب ساخت تا آنجا که مدال درجه اول علمی را به وی اعطا نمود.» بد نیست بدانید که محمد خزائلی اولین نفری بود که «انجمن هدایت و حمایت نابینایان ایران» و بعد از آن «آموزشگاه نابینایان بزرگسال» را در کشور تاسیس کرد.

معلم دنیای سکوت کودکان ایرانی
همه ما به واسطه درس«باغچه اطفال» در کتاب فارسی چهارم دبستان جبار عسکرزاده را با نام جبار باغچهبان میشناسیم. مردی که بعد از جنگ جهانی اول وقتی از مرز جلفا وارد مرند شد اولین کودکستان ایرانی را با نام «باغچه اطفال» تاسیس کرد و به خودش لقب باغچهبان را داد همین اتفاق هم باعث شد تا او رفته رفته فکری به حال شکستن سکوت صدای آموزش در دنیای بچههای ناشنوا کند. اگر جست و جویی در صفحات اینترنتی بکنید خواهید فهمید که در حوالی سالها ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ قدمت آموزش به کودکان استثنایی در جهان چیزی حدود صد سال بوده است با تلاشهای فراوان او بالاخره اولین مدرسه مخصوص ناشنوایان در تبریز تاسیس شد و شیوه تدریس به آنها در ایران جان گرفت و آنها هم حالا میتوانستند الفبا و کلمات فارسی را به دنیای خود راه دهند و با دیگران شیوه ارتباطی جدیدی را بسازند تا جایی که درباره نحوه فعالیتهای او این طور آمده «باغچهبان از سال ۱۳۰۷ خورشیدی علیرغم دشواریهای وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتابهای ویژه کودکان را با نقاشیهایی که خودش میکشید آغاز کرد. یکی از کتابهای او با عنوان «بابا برفی» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسید و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد.» کسی که هرچه جلوتر میرفت دامنه فعالیتهای خود را گسترده میکرد و درباره چرایی آن این طور پاسخ میداد: « مگر نمیدانید هر مسافر قبل از سفر ناچار بیشتر میکوشد تا کارهایش را سامانی بدهد. من هم مسافرم و وقتم تنگ است و کارهای ناتمامم بسیار.»

منبع: خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
هلدینگ کاسپین استانبول | خرید ملک در ترکیه | صرافی معتبر ایرانی در ترکیه | خرید و فروش طلا در ترکیه | مهاجرت به ترکیه | واردات و صادرات در ترکیه | نیازمندیهای ترکیه | اخبار ترکیه | اخبار جهانی | توریست ایران | خدمات توریستی در ایران | تورهای گردشگری ایران | هلدینگ اول | خدمات کاریابی و فریلنسری و شغل | مرجع اطلاعات ایران (همه چیز در ایران) | کیف پول و خدمات مالی و پرداخت یار | اخبار ایران | تابلو زنده قیمت ارز در ترکیه و استانبول | صرافی آنلاین ترکیه | قیمت طلا و نقره در ترکیه | سرمایه گذاری در ترکیه | جواهرات در ترکیه | نرخ لحظه ای ارزها در استانبول | قیمت دلار امروز در ترکیه | قیمت دلار استانبول امروز | قیمت لحظه ای دلار | اخبار روز ترکیه استانبول | اپلیکیشن ISTEX | اپلیکیشن قیمت لحظه ای دلار و یورو و لیر و ارزها در ترکیه
