در یکی از محلههای تهران، زنی ۷۴ ساله هر روز صبح پرده خانهاش را کنار میزند و خیابان را نگاه میکند. انگار در انتظار کسی نشسته است، اما تا غروب، شاید جز صدای تلویزیون، صدایی در خانه نشنود.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: اخبار روزهای اخیر، تصویری روشن و البته نگرانکننده از وضعیت جمعیتی کشور و حرکت پرشتاب به سمت سالمندی ارائه میکنند. از یکسو، مدیرکل سلامت شهرداری تهران از وجود هزاران سالمند تنها در پایتخت سخن میگوید و از سوی دیگر، مسئولان سازمان بهزیستی و دبیرخانه شورای ملی سالمندان هشدار میدهند که ایران زودتر از آنچه تصور میشد وارد عصر سالمندی شده است؛ عصری که اگر برای آن برنامهریزی نشود، میتواند به بحرانی خاموش تبدیل شود.
سالمندی؛ بحران آرام اما عمیق
ایران طی دهههای گذشته یکی از سریعترین تغییرات جمعیتی جهان را تجربه کرده است. کشوری که زمانی با موج انفجار جمعیت مواجه بود، حالا با کاهش نرخ فرزندآوری، کوچک شدن خانوادهها و افزایش امید به زندگی، به سمت جامعهای سالمند حرکت میکند. آمارها نشان میدهد نرخ باروری در ایران به زیر سطح جانشینی رسیده و همزمان امید به زندگی افزایش یافته است. نتیجه این روند، افزایش سهم سالمندان در ساختار جمعیتی کشور است؛ تغییری که آثار آن بهتدریج در همه عرصهها دیده میشود؛ از بازار کار و نظام بازنشستگی گرفته تا خدمات درمانی، حملونقل شهری، مسکن و حتی روابط اجتماعی. اما مسئله فقط افزایش تعداد سالمندان نیست؛ مسئله اصلی، «آماده نبودن جامعه» برای این تحول است.
تهران و سالمندان تنها
اظهارات اخیر حمید صاحب، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، یکی از مهمترین نشانههای این وضعیت را آشکار کرد؛ وجود حدود پنج هزار سالمند در تهران که بخشی از آنان ـ حدود ۱۵ درصد ـ به تنهایی زندگی میکنند و اغلب نیز زنان هستند. تنهایی سالمندان، فقط یک مسئله عاطفی نیست؛ موضوعی است که مستقیما با سلامت جسمی، اختلالات روانی، افسردگی، زوال شناختی و حتی افزایش مرگومیر ارتباط دارد. سالمندی که تنها زندگی میکند، در بحرانهایی مانند جنگ، آلودگی هوا، زلزله یا قطعی خدمات شهری، چندین برابر آسیبپذیرتر است.
همین مسئله باعث شده مدیریت شهری تهران به سمت فعالسازی ظرفیتهای محلی، مساجد، گروههای جهادی و شبکههای مردمی برای حمایت از سالمندان حرکت کند؛ اقدامی که اگرچه ضروری است، اما بیش از هر چیز نشان میدهد کشور هنوز فاقد یک نظام منسجم و پایدار مراقبت اجتماعی از سالمندان است. وقتی مسئولان شهری از تجهیز ۷۰۰ مسجد برای ارائه خدمات پزشکی، روانشناسی و حمایتی سخن میگویند، در واقع به یک واقعیت مهم اشاره دارند: جامعه ایران وارد دورهای شده که دیگر نمیتوان سالمندی را صرفا مسئله خانواده دانست.
سالها تصور میشد خانواده ایرانی به دلیل پیوندهای عاطفی قوی، میتواند بار سالمندی را به دوش بکشد؛ اما ساختار خانواده در حال تغییر است. کاهش تعداد فرزندان، مهاجرت جوانان، افزایش اشتغال زنان، گرانی مسکن و سبک زندگی شهری باعث شده مدل سنتی مراقبت از سالمندان تضعیف شود. در گذشته یک سالمند ممکن بود در خانهای چندنسلی زندگی کند، اما امروز بسیاری از سالمندان یا تنها هستند یا فرزندانشان توان مراقبت دائمی از آنان را ندارند. این همان نقطهای است که مفهوم «اقتصاد مراقبتی» اهمیت پیدا میکند؛ مفهومی که در نشست اخیر شورای ملی سالمندان نیز مورد تاکید قرار گرفت.
اقتصاد نقرهای؛ تهدید یا فرصت؟
در جهان امروز، سالمندی فقط یک بحران تلقی نمیشود؛ بسیاری کشورها آن را به فرصتی اقتصادی تبدیل کردهاند. مفهومی که با عنوان «اقتصاد نقرهای» شناخته میشود، بر این ایده استوار است که سالمندان فقط مصرفکننده خدمات درمانی نیستند؛ بلکه میتوانند بخشی فعال از اقتصاد، بازار کار و چرخه اجتماعی باشند. جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی، در اظهاراتی به نکته مهمی اشاره کرد: میانگین سن بازنشستگی در ایران حدود ۵۲ سال است، در حالی که امید به زندگی حدود ۷۶ سال برآورد میشود. این یعنی میلیونها نفر، نزدیک به یکسوم عمر خود را پس از بازنشستگی سپری میکنند.
پرسش اساسی اینجاست: آیا این سالها قرار است با انزوا، بیماری و وابستگی بگذرد یا میتواند دورهای فعال، مولد و اجتماعی باشد؟ در بسیاری از کشورها، سالمندان همچنان در بازار کار حضور دارند؛ نه از سر اجبار اقتصادی، بلکه بهعنوان بخشی از حیات اجتماعی. مشاغل پارهوقت، مشاوره، آموزش، فعالیتهای فرهنگی و کارهای داوطلبانه، بخشی از ظرفیتهایی است که میتواند سالمندان را فعال نگه دارد. در ایران اما بازنشستگی اغلب به معنای «خروج کامل از چرخه زندگی اجتماعی» تلقی میشود؛ نگاهی که خود زمینهساز افسردگی، احساس بیفایده بودن و انزوای سالمندان است.
بحران آینده؛ نظام درمان و بازنشستگی و امنیت عمومی
یکی از جدیترین چالشهای سالمندی، فشار سنگین بر نظام سلامت و صندوقهای بازنشستگی است. سالمندان بیش از سایر گروههای سنی به خدمات درمانی، توانبخشی، مراقبتهای بلندمدت و دارو نیاز دارند. این در حالی است که زیرساختهای درمانی ایران هنوز برای موج بزرگ سالمندی آماده نیست. کمبود مراکز مراقبت روزانه، نبود نظام گسترده مراقبت خانگی، هزینه بالای نگهداری سالمندان و کمبود نیروی متخصص از جمله مشکلاتی است که در سالهای آینده میتواند به بحران تبدیل شود.
از سوی دیگر، صندوقهای بازنشستگی نیز با بحران مالی روبهرو هستند. کاهش جمعیت جوان و کوچک شدن نیروی کار به این معناست که در آینده تعداد بیمهپردازان کمتر و تعداد مستمریبگیران بیشتر خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند تعادل اقتصادی صندوقها را بر هم بزند. پیری جمعیت فقط یک مسئله رفاهی یا درمانی نیست؛ ابعاد امنیتی و اجتماعی نیز دارد. جامعهای که بخش بزرگی از جمعیت آن سالمند باشد، نیازمند زیرساختهای متفاوتی در حوزه حملونقل، مدیریت بحران، خدمات شهری و حتی امنیت عمومی است.
نمونه آن را میتوان در اظهارات اخیر مدیرکل سلامت شهرداری تهران دید؛ جایی که موضوع حمایت از سالمندان در شرایط بحران و جنگ بهطور جدی مطرح شده است. سالمندان در بحرانها آسیبپذیرترند؛ بسیاری توان جابهجایی سریع ندارند، به دارو وابستهاند یا از نظر روانی شکنندهترند. به همین دلیل، کشورهای سالمند جهان سالهاست شهرهای «دوستدار سالمند» طراحی کردهاند؛ شهرهایی با پیادهروهای مناسب، حملونقل قابل دسترس، خدمات محلهمحور و نظام مراقبت اجتماعی گسترده. در ایران اما هنوز بسیاری از شهرها حتی برای تردد عادی سالمندان مناسبسازی نشدهاند.
آیا سیاستهای جمعیتی کافی است؟
در سالهای اخیر، سیاستهای تشویق فرزندآوری در دستور کار قرار گرفته، اما کارشناسان معتقدند حل بحران سالمندی فقط با افزایش جمعیت ممکن نیست. حتی اگر از امروز نرخ فرزندآوری افزایش یابد، اثر آن دستکم دو دهه بعد ظاهر خواهد شد. بنابراین ایران همزمان به دو مسیر نیاز دارد: نخست، تقویت سیاستهای جمعیتی و حمایت واقعی از خانوادهها؛ دوم، آمادهسازی فوری کشور برای جامعه سالمند.
واقعیت این است که بسیاری از زوجهای جوان نه به دلیل بیعلاقگی به فرزندآوری، بلکه به دلیل مشکلات فرهنگی، اقتصادی، مسکن، اشتغال و نااطمینانی نسبت به آینده، تمایلی به فرزنددار شدن ندارند. بنابراین سیاستهای جمعیتی بدون اصلاح شرایط اقتصادی و اجتماعی، موفق نخواهد بود. در حال حاضر بخشی از حاکمیت نسبت به ابعاد این بحران آگاه شده است. طراحی داشبورد ملی سالمندی، شناسنامه سالمندان، توسعه اقتصاد مراقبتی، آموزش مراقبان خانگی، ایجاد مشاغل دوستدار سالمند و تدوین نظام رتبهبندی مراکز دوستدار سالمند، همگی اقداماتی مثبت و ضروری هستند.
اما مسئله اصلی، فاصله میان سند و اجراست؛ مشکلی که سالهاست بسیاری از سیاستهای اجتماعی کشور را گرفتار کرده است. ایران اکنون در نقطهای قرار دارد که دیگر فرصت آزمون و خطای طولانی ندارد. موج سالمندی آغاز شده و هر سال سرعت بیشتری میگیرد. اگر زیرساختهای مراقبتی، اقتصادی و فرهنگی متناسب با آن شکل نگیرد، در آینده نهچندان دور با جامعهای مواجه خواهیم شد که میلیونها سالمند تنها، بیمار و فاقد حمایت کافی در آن زندگی میکنند.
آیندهای که از امروز آغاز میشود
شاید مهمترین تغییر، تغییر نگاه به سالمندی باشد. سالمند نباید صرفا «مصرفکننده خدمات» دیده شود. بسیاری از سالمندان امروز، تجربه، تخصص و توانایی ارزشمندی دارند که میتواند در خدمت جامعه قرار گیرد. جامعه سالمند، الزاما جامعهای فرسوده نیست؛ اگر برای آن برنامهریزی شود، میتواند جامعهای باتجربه، آرام و حتی مولد باشد. اما اگر این تحول نادیده گرفته شود، سالمندی به بحرانی خاموش تبدیل خواهد شد؛ بحرانی که آثارش از اقتصاد تا روابط خانوادگی و از درمان تا امنیت اجتماعی گسترش مییابد. شاید امروز هنوز صدای این بحران به اندازه تورم، بیکاری یا مسکن بلند نباشد، اما واقعیت این است که ایران فردا، بیش از هر زمان دیگری، به تصمیمهای امروز درباره سالمندی وابسته است.
منبع: خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency
هلدینگ کاسپین استانبول | خرید ملک در ترکیه | صرافی معتبر ایرانی در ترکیه | خرید و فروش طلا در ترکیه | مهاجرت به ترکیه | واردات و صادرات در ترکیه | نیازمندیهای ترکیه | اخبار ترکیه | اخبار جهانی | توریست ایران | خدمات توریستی در ایران | تورهای گردشگری ایران | هلدینگ اول | خدمات کاریابی و فریلنسری و شغل | مرجع اطلاعات ایران (همه چیز در ایران) | کیف پول و خدمات مالی و پرداخت یار | اخبار ایران | تابلو زنده قیمت ارز در ترکیه و استانبول | صرافی آنلاین ترکیه | قیمت طلا و نقره در ترکیه | سرمایه گذاری در ترکیه | جواهرات در ترکیه | نرخ لحظه ای ارزها در استانبول | قیمت دلار امروز در ترکیه | قیمت دلار استانبول امروز | قیمت لحظه ای دلار | اخبار روز ترکیه استانبول | اپلیکیشن ISTEX | اپلیکیشن قیمت لحظه ای دلار و یورو و لیر و ارزها در ترکیه
