پرش به محتوا

وقتی خادمان حسینی قد می‌کشند

    وقتی خادمان حسینی قد می‌کشند

    میان جمع، نوجوانی سینی‌های چای را میان عزاداران می‌گرداند، پسری ۱۰ یا نهایتا ۱۲ ساله پشت دوربین ایستاده و ثبت وقایع می کند و دیگری مسئول نظم ورودی هیأت است.​ 

    به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: یک یک یک، دو دو دو، این صدای چک بلند گو با صدایی است که به تازگی کمی دو رگه شده است. میکروفن را پایین می‌آورد، نگاهی به بلندگوها می‌اندازد و با اشاره دست از دوستش می‌پرسد: الان بهتر شد؟ چند متر آن‌طرف‌تر، نوجوان دیگری فهرست برنامه‌های امشب را مرور می‌کند. یکی مشغول چیدن استکان‌های چای است، چند نفر پرچم‌ها را نصب می‌کنند و گروهی در حال آماده کردن فضای مراسم هستند. هنوز خبری از ازدحام عزاداران نیست، اما هیأت ساعت‌هاست که روی شانه‌های همین نوجوان‌ها جان گرفته است.

    تا همین چند سال پیش، بسیاری از آنها در گوشه‌ای از مجلس کنار خانواده‌هایشان ماشین بازی می کردند و چوب شور می خوردند. امروز اما نقششان تغییر کرده مسئولیت می‌پذیرند، تصمیم می‌گیرند، هماهنگی می‌کنند و گاهی بخشی از مدیریت هیأت یا موکب را بر عهده دارند. حضوری که فقط به کمک کردن ختم نمی‌شود، بلکه فرصتی برای تمرین مسئولیت‌پذیری، کار گروهی و خدمت بی‌منت است.

    از جمع کردن کابل‌ها تا مسئولیت اتاق صوت

    حسن ۱۴ ساله کابل‌های مشکی را با حوصله دور دستش می‌پیچد و یکی‌یکی داخل جعبه می‌گذارد. هنوز مراسم شروع نشده، اما برای او کار از ساعت‌ها قبل با روشن کردن دستگاه‌ها و امتحان کردن میکروفن‌ها تا مطمئن شدن از اینکه هیچ سیمی زیر پای عزاداران نماند شروع شده است.

    او می‌گوید اولین بار فقط برای کمک به خادمان بزرگ‌تر آمده بود و سهمش جمع کردن کابل‌ها بعد از پایان مراسم بود. همان روزها، هر بار که مسئول صوت مشغول تنظیم دستگاه‌ها می‌شد، کنار دستش می‌ایستاد و با کنجکاوی نگاه می‌کرد تا کار با میکسر، آمپلی‌فایر و بلندگوها را یاد بگیرد. حالا چند سال از آن روزها گذشته و مسئولیت آماده کردن سیستم صوتی هیأت به او سپرده شده است. از او پرسیدم چه چیزی باعث شد این مسئولیت را ادامه بدهد؟

    کمی فکر کرد و گفت: هیچ‌کس از روز اول کار را به من نسپرد. کم‌کم یاد گرفتم و هر بار یک بخش از کار را انجام دادم. همین اعتماد باعث شد بیشتر دقت کنم و سعی کنم هر بار بهتر از قبل باشم. حرفش را که ادامه می‌دهد، دیگر خبری از پاسخ‌های کوتاه نیست. از شب‌هایی می‌گوید که چند ساعت پیش از شروع مراسم در هیأت حاضر می‌شود، همه دستگاه‌ها را دوباره امتحان می‌کند و اگر مشکلی پیش بیاید، باید همان لحظه برایش راه‌حل پیدا کند.

    روایتگر هیأت از پشت لنز دوربین

    ماهان ۱۶ ساله هر چند دقیقه یک‌بار جای ایستادنش را عوض می‌کند. گاهی کنار در ورودی می‌ایستد، گاهی میان صف عزاداران و چند دقیقه بعد، خودش را به کنار منبر می‌رساند. دوربین را بالا می‌آورد، چند عکس می‌گیرد و بلافاصله آنها را مرور می‌کند. برای او محرم فقط در قاب دوربین خلاصه نمی‌شود. هر عکس، بخشی از خاطره هیأتی است که سال‌ها در آن بزرگ شده است. او می‌گوید علاقه‌اش به عکاسی از تلفن همراهش شروع شد. اوایل فقط برای خودم عکس می‌گرفتم، اما بعد مسئول هیأت گفت اگر دوست داری، مراسم را ثبت کن تا برای صفحه هیأت استفاده کنیم. کم‌کم یاد گرفتم از چه زاویه‌ای عکس بگیرم یا کدام لحظه ارزش ثبت کردن دارد.

    از او می‌پرسم سخت‌ترین بخش این کار چیست؟ نگاهش را از صفحه دوربین برمی‌دارد و می‌گوید: اینکه هم باید حواست به مراسم باشد، هم مزاحم کسی نشوی تا از حال و هوای عزاداری درشون نیاری. بعضی لحظه‌ها فقط چند ثانیه طول می‌کشد مثلاً وقتی پدری دست فرزندش را گرفته یا یک خادم بی‌صدا حین کمک به مردم اشک میریزد. اگر آن لحظه را از دست بدهی، دیگر تکرار نمی‌شود.

    کمی مکث می‌کند و دوباره به سمت جمعیت می‌رود. می‌گوید بعد از هر مراسم، وقتی عکس‌ها را مرور می‌کند، بیشتر از عکس‌های روی منبر، همان تصاویر ساده را دوست دارد. تصویراستکانی که از دستی به دست دیگر می‌رسد، کودکی که با پرچم کوچکش میان جمعیت ایستاده یا خادمی که بعد از ساعت‌ها کار، گوشه‌ای نشسته و نفسی تازه می‌کند. به نظرم اینها بیشتر از هر چیزی حال و هوای هیأت را نشان می‌دهند.

    چای که می‌چرخد، خستگی نمی‌ماند

    محمد حسین ۱۵ ساله استکان‌ها را یکی‌یکی روی سینی می‌چیند و قبل از آنکه جمعیت وارد هیات شوند، چند بار مسیر رفت‌وآمد را با چشم بررسی می‌کند. قبل از شروع مراسم سماور روشن است و بوی چای تازه‌دم، حیاط هیأت را پر کرده است. او و چند نوجوان دیگر از همان عصر کنار هم ایستاده‌اند تا مطمئن شوند امشب هیچ از مردم به خوبی پذیرایی شود. مجلس، مجلس امام حسین است و باید به خوبی آبرو داری کرد.

    محمد حسین برایم تعریف کرد که اولین باری که خادم شد، فکر می‌کرد پذیرایی فقط چای و نذری تعارف کردن است اما بعد فهمید هر کاری در هیأت، هرچقدر هم ساده به نظر برسد، نظم و برنامه خودش را دارد. اگر حواسمان نباشد، یک سمت شلوغ می‌شود و یک سمت دیگر به کسی نذری نمی رسد. برای همین قبل از شروع مراسم بین خودمان تقسیم کار می‌کنیم که یکی کنار سماور می‌ایستد و مسئول چای است، یکی شربت پخش می‌کند و بعد از آن دیگری شیرینی میدهد. اگر هیات شام بدهد باید چند نفری کمک به پخش غذا کنیم و چند نفر هم بین جمعیت رفت‌وآمد می‌کنند تا اگر هر کدام از عزاداران به چیزی نیاز داشتند برایشان فراهم کنند.

    از او از خستگی بعد از هیات پرسیدم، او با خنده استکان‌های خالی را داخل سبد ‌گذاشت و ‌گفت: معمولا آخر مراسم که باید همه وسایل را جمع کنیم همه خسته ایم. ولی همین که می‌بینم یک نفر با لبخند استکانش را می‌گیرد یا یک سالمند لازم نیست برای گرفتن چای از جایش بلند شود، حس می‌کنم زحمتش ارزش داشت. گاهی تا وقتی همه بروند، خودمان فرصت نمی‌کنیم یک استکان چای بنوشیم.

    بعد سینی را دوباره برمی‌دارد پر از لیوان های آب می کند تا در مجلس بچرخاند و می‌گوید این چند سال، هیأت برایش فقط محل عزاداری نبوده، اینجا جایی بوده که یاد گرفته خدمت کردن همیشه کارهای بزرگ و پر سر و صدا نیست. بعضی وقت‌ها همین که کسی متوجه نشود چقدر برای پذیرایی عزاداران زحمت کشیده شده، یعنی کارمان را درست انجام داده‌ایم.

    کسی که باید همه را بشناسد

    هنوز مراسم شروع نشده، اما چند نفر همزمان از او سؤال می‌پرسند، یکی سراغ جای کفش‌ها را می‌گیرد، دیگری مسیر بخش زنانه را می پرسد و کودکی در حالی که گریه می کند سراغ پدرش را میگیرد که میان جمعیت گم شده است. بدون اینکه صدایش را بلند کند، یکی‌یکی جواب می‌دهد و چند قدم آن‌طرف‌تر، کودک را به خانواده‌اش می‌رساند. جلیقه انتظامات به تنش کمی بزرگ‌تر از قد و قامتش است، اما رفتارش نشان می‌دهد مدت‌هاست به این شلوغی‌ها عادت کرده است.

    عرفان ۱۶ ساله، می‌گوید وقتی مسئول هیأت از او خواست به گروه انتظامات بپیوندد، تصور می‌کرد این کار فقط ایستادن کنار در ورودی است، اما خیلی زود فهمید نظم یک هیأت، فقط با چند نفر که مسیر رفت‌وآمد را نشان بدهند، برقرار نمی‌شود. باید حواست به همه چیز باشد، از جای پارک ماشین‌ها گرفته تا اینکه سالمندها راحت وارد هیات شوند یا بچه‌ها وسط جمعیت گم نشوند. گاهی هم پیش می‌آید کسی ناراحت یا عصبانی باشد. آنجا یاد گرفته‌ایم قبل از هر چیز با احترام حرف بزنیم. بیشتر وقت‌ها اگر آرام برخورد کنی، مشکل زودتر حل می‌شود.

    عرفان در ادامه صحبت با من گفت: قبلاً اگر جایی شلوغ می‌شد، خودم را کنار می‌کشیدم، اما حالا ناخودآگاه دنبال این هستم که ببینم از دستم چه کاری برمی‌آید. انگار هیأت به آدم یاد می‌دهد منتظر نباشد همیشه یک نفر دیگر مسئول باشد. در همین لحظه، یکی از خادمان از دور صدایش می‌زند. حرفمان نیمه‌تمام می‌ماند و او دوباره میان جمعیت گم ‌شد، همان‌جایی که بیشتر از هر جای دیگر به حضورش نیاز است.

    مداح دعای آخر مجلس را می خواند و سلام میدهد، عزاداران یکی یکی از مجلس خارج می شوند. استکان‌های خالی یکی‌یکی جمع می‌شوند، فرشها یکی یکی جارو می شود و لیوان ها و ظرفهای یکبار مصرف جمع می شود، بلندگوها خاموش می‌شوند، دوربین‌ها در کیف‌هایشان جا می‌گیرند و پرچم‌ها تا شب بعد به امانت روی دیوارها می‌مانند. حالا دیگر خبری از شلوغی دقایق اول نیست، اما برای نوجوان‌هایی که از عصر در هیأت بودند، کار هنوز تمام نشده است. یکی مشغول جمع کردن کابل‌هاست، دیگری صندلی‌ها را مرتب می‌کند و چند نفر هم آخرین وسایل پذیرایی را به آشپزخانه می‌برند.

    شاید بسیاری از عزادارانی که امشب از این هیأت بیرون می‌روند، هیچ‌وقت ندانند نظم مراسم، صدای مداح، استکان چای گرم یا ثبت لحظه‌های این شب، روی شانه‌های چه کسانی بوده است. اما همین بی‌نام و نشان ماندن، انگار بخشی از رسم خادمی است، رسمی که نوجوان‌ها آن را نه در کلاس درس، بلکه در میان رفت‌وآمدهای هیأت، کنار پیر غلامان و در سایه پرچم سیدالشهدا(ع) قدم‌به‌قدم یاد گرفته‌اند.

      منبع: خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان | Mehr News Agency

    هلدینگ کاسپین استانبول | خرید ملک در ترکیه | صرافی معتبر ایرانی در ترکیه | خرید و فروش طلا در ترکیه | مهاجرت به ترکیه | واردات و صادرات در ترکیه | نیازمندیهای ترکیه | اخبار ترکیه | اخبار جهانی | توریست ایران | خدمات توریستی در ایران | تورهای گردشگری ایران | هلدینگ اول | خدمات کاریابی و فریلنسری و شغل | مرجع اطلاعات ایران (همه چیز در ایران) | کیف پول و خدمات مالی و پرداخت یار | اخبار ایران | تابلو زنده قیمت ارز در ترکیه و استانبول | صرافی آنلاین ترکیه | قیمت طلا و نقره در ترکیه | سرمایه گذاری در ترکیه | جواهرات در ترکیه | نرخ لحظه ای ارزها در استانبول | قیمت دلار امروز در ترکیه | قیمت دلار استانبول امروز | قیمت لحظه ای دلار | اخبار روز ترکیه استانبول | اپلیکیشن ISTEX | اپلیکیشن قیمت لحظه ای دلار و یورو و لیر و ارزها در ترکیه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *